علی بن موسی الرضا (ع)

تحلیلی بر پذیرش ولایت عهدی

از جانب امام رضا (ع)

محقق و نویسنده : احمد فتحی

اندیشمندان و تحلیلگران بسیاری معتقدند که سیره سیاسی امام علی بن موسی رضا (ع) مملو از تدابیر ظریف و تصمیمات مدبرانه ای است که می توان آنها را تشبیه به تیر خلاصی نمود که از سوی این امام همام به سوی سلسله منحوس و غاصب بنی عباس پرتاب شده است . حقیقت امر این است که پذیرش ولایت عهدی از سوی امام رضا(ع) همچون قیامی بدون خونریزی بر علیه سلطنت مامون عباسی است که  استارت اضمحلال این حکومت را در دوران اوج قدرتش کلید زده است . در این مقاله قصد داریم تا با بیان الکن خویش شما را دعوت به هم اندیشی در مورد این حادثه تاریخی بنماییم .

    به طور کلی در دوران خلافت مامون عباسی دو جریان سیاسی در دستگاه حکومتی وجود داشته است . یک دسته ایرانیان بودند که به دلیل ایرانی بود مادر مامون جایگاه خود را در دربار پیدا کرده و در جریان سیاسی آن دوران نقشی به سزا داشتند و دسته دوم عباسیان که بیشتر به خلافت امین برادر مامون علاقه مند بودند و به همین دلیل پس از پیروزی مامون بر امین از قدرت نفوذ آنها در دستگاه خلافت کاسته شد و تا حدی به حاشیه رانده شدند .

    علاوه بر این مدتها بود که قیام های علوی متعددی در سرتاسر بلاد اسلامی شکل گرفته بود که برخی از آنها به هواخواهی امامان شیعه و برخی از آنها به رهبری برخی از چهره های سرشناس علوی همچون زید بن علی (ع) در دوران امام صادق (ع) و .... بود . همچنین ایرانیها که خود از عوامل اصلی در روی کار آمدن حکومت عباسی بودند ، چند صباحی بود که با حکومت سرناسازگاری پیدا کرده و علیه آن دست به اقداماتی زده بودند . اوج این قیام ها را چه از سمت اعراب و علویها و چه از سمت ایرانیها می توان در دوران امام رضا (ع) دانست . شرایط سیاسی آن روزگار و وضعیت نهال نوپای تشیع که همان اسلام حقیقی است باعث شده بوذ که امام رضا (ع) هیچ گاه نتواند چه به صورت پنهانی و چه به صورت آشکارا از این قیام ها حمایت بنماید ، زیرا که نه تنها پیروزی آنها امری سخت می نمود بلکه امکان شکست این قیام ها که اکثرا نامنظم و نامتحد بودند به مراتب بیشتر بود و این یکی از دلایلی بود که امام را از رهبری مستقیم این قیام ها بر حذر می داشت . زیرا که در آن برهه زمانی و با آن گروه که البته مقدار زیادیشان تنها شعار شیعه گری داشتند و در عمل شیعه نبودند ، اگر امام رهبری مستقیم این قیام ها را بر عهده می گرفت و مستقیما وارد میدان می شد ،پس از شکست نتیجه ای جز از بین رفتن تشیع را در پی نداشت .امام می دانست طریقه مبارزه به صورت مستقیم برای حاکمان عباسی پر منفعت و روش های مقابله با این روش قبلا تجربه شده بود ، ابتدا زندانی کردن های پیاپی و سپس شهادت امام (ع) را به دنبال داشت . امام رضا (ع) می بایست می ماند تا چراغ هدایتی باشد برای جامعه ای که تفکرات شرک آمیز و الحادی در آن در قالب بحث های فلسفی و کلامی رایج شده بود و  او باید می ماند و در این راه مبارزه می کرد تا اصل دین حفظ گردد . اما این نکته نیز نباید فراموش شوذ که هرچند امام مستقیما این قیام ها را رهبری نمی نمود ولی هدف آنها را تایید و قیامشان را بر علیه ظلم  مشروع می دانست .

     میزان نفوذ تفکرات امام تا آنجا پیشرفته بود که روزی مامون دریافت که اندیشه تشیع در برخی سران سیاسی و فرماندهان نظامی هم راه یافته است. او نگاهی به جامعه انداخت و متوجه این حقیقت شد که ایرانیان و به خصوص علویان تشنه تفکرات یک نفر هستند و نبض قیام های متعدد در بلاد اسلامی نیز برای آن یک نفر می تپد و آن هم کسی نیست جز علی بن موسی الرضا (ع) . با این توصیفات او به این فکر افتاد که برای مهار کردن این قیام ها و کسب مشروعیت برای حکومت پلید خویش و همچنین جلب افکار عمومی خوب است علی ابن موسی الرضا را به ولایت عهدی دعوت بنماید و پس از پذیرش توسط امام (ع) چهره او را در اذهان عموم قدرت طلب معرفی بنماید نه طالب حقیقت و اسلام ناب محمدی .

       پس ابتدا امام (ع) را محترمانه و سپس با نیرنگ و حیله و تهدید به مرگ به مرکز خلافت خود یعنی مرو فراخواند . امام نیز به اجبار آماده سفر شد . اما حقیقتا مامون اهداف بسیاری از انجام این کار داشت که به صورت خلاصه وار توضیح داده می شود :

1-  شخصیت امام رضا (ع) شخصیتی معنوی با خاندانی معتبر و همچنین دارای جایگاه علمی بود که نوشته هایش در شرق و غرب عالم نفوذ فراوان داشت و در صورت قبولی ولایت عهدی ، مهر تاییدی بر حکومت عباسی خورده می شد و مردم آرام می شدند .

2-  در صورت آمدن امام به مرو و قبول ولایت عهدی ، مامون بر روی فعالیت های امام نظارت داشت و ایشان را تحت کنترل قرار میداد . هراس مامون از فعالیت های امام تا آنجا پیش رفت که برای آگاهی از خلوت های امام رضا (ع) ، ایشان را به همسری با دختر خویش وا داشت .

3-  یکی از دلایل شورش علویان برگرداندن خلافت به معصومین (ع) بود ، پس با ولی عهد شدن امام (ع) به علویان می فهماند که تمام دعوت شما به قیام بی محتوا بوده است و این مهم به دست من صورت گرفته است .

4-  اگر امام (ع) جانشینی مامون را بپذیرد به این معنی است که ولایت او را پذیرفته و خلافت پدران وی بر جامعه بر حق بوده است .

5-  برای مقابله با عباسیان که پشتیبان امین بودند و پس از قتل امین هر لحظه امکان قیامشان وجود داشت، مامون می خواست با این کار حمایت علویان را برای خود جلب و اهمیت قتل امین را در اذهان عمومی به فراموشی بسپارد .

6-  وقتی امام رضا (ع) جانشین مامون شوذ ، یعنی اعمال او را تایید می کند و به آنها رضایت دارد . پس اشتباهات مامون به پای امام (ع) نیز نوشته می شود.

7-  مامون می خواست این نکته را در ذهن مردم فرو کند که امامان شیعه آنگونه که تصور می کنند اهل زهد و تقوا نیستند ، بلکه دلبسته دنیا و خواهان حکومت به هر قیمتی می باشند .

حال حضرت رضا(ع) مجبور است که ولی عهدی مامون را بپذیرد زیرا مامون او را تهدید جانی نموده و امام باید جان خود را از گزند دستگاه حکومتی عباسی حفظ کند . اما این کار موجب می شود ایشان عملا مبلغ حکومت عباسی و خلفای آن شود . اما در ادامه متوجه می شویم امام نه تنها نیات مامون را خنثی بلکه ولایت عهدی را به مثابه شمشیری علیه مامون می سازد . ایشان در اولین گام قبل از آغاز سفر ، دست به اقداماتی می زند که ماهیتش در اذهان عموم نشان دهنده اجباری بودن پذیرش ولایت عهدی است . مثلا صحنه جانسوز وداع با پیغمبر خاتم (ص) ، تعیین جانشین بعد از خود ، کیفیت وداع با اهل البیت و به همراه نبردن هیچ یک از افراد خاندانش .

     امام رضا(ع) در مراسم وداع با پیامبر(ص) ، پس از گریستن در جوار نبوی سخنانی را بیان می دارد که حاوی مطالب بسیار مهمی برای پیروان آن حضرت می باشد. به عنوان مثال در جوار محول سجستانی که علت گریستن امام را جویا می شود ، می فرمایند : من از جوار جدم بیرون رفته و در غربت از دنیا خواهم رفت . امام(ع) در حرکتی دیگر فرزندش محمد(ع) را که در آن زمان کودکی چندساله بودند به مسجد نبی (ص)برده و ذر کنار مرقد حضرت رسول (ص) ایشان را به پیامبر خاتم (ص) سپرده و ایشان را به عنوان جانشین بعد از خویش برای شیعیان معرفی می نماید، و با این عمل نشان می دهد که خود خلیفه بر حق مسلمین است که جانشین تعیین می کند نه مامون .

     ایشان در طول سفر در برخورد با خیل محبان اهل البیت در نیشابور حدیث معروف" سلسلة الذهب " را بیان می دارد که مهمترین مضمانین این حدیث توصیف وحدانیت پروردگار و سپس اثبات ولایت اهل البیت است . امام (ع) با طرح این حدیث که آگاه سازی عمومی را در پی داشت بزرگترین هدف مامون را در هم کوبید زیرا که خلیفه مکار عباسی ، می خواست با آمدن امام رضا(ع) به مرو و قبول ولایت عهدی از سوی ایشان مهر تاییدی از جانب حضرت بر مشروعیت حکومت عباسی در اذهان مردم زده شود، اما امام با بیان این حدیث  توحید خداوند و ولایت اهل البیت عصمت و طهارت را مطرح نمود و به گونه ای حکومت عباسیان را غاصب و نامشروع خواند .

      پس از رسیدن امام به دارالخلافه مامون ، و طرح مساله اجباری لزوم پذیرش ولایت عهدی امام (ع) از سوی مامون ، شروطی از سمت امام مطرح می شود که شرح این شروط این است : امر و نهی نکنم ، فتوا ندهم ، قضاوت نکنم ، عزل و نصب نکنم و آیینی که هم اکنون در عصر خلافت تو رایج است تغییر ندهم . مامون به تمام شروط پاسخ مثبت می دهد . و بدین ترتیب امام(ع) بر قسمتی از اهداف مامون خط بطلان می کشد . زیرا که با این عمل اکراه خود از پذیرش این ولایت عهدی را به مردم نشان داده و همچنین از این به بعد مامون نمی تواند فسادها ، ظلم ها و خرابکاریهای حکومت خود را به حساب امام هم بگذارد و ایشان را در این امور شریک بنماید . امام رضا(ع) با طرح این شروط خود را از صحنه سیاسی حکومت عباسی بیرون آورد و از حمله نرم و پیچیده ای که برای تخریب جایگاه ایشان و نابودی تشیع از سوی مامون و وزرایش ترتیب داده شده بود به بهترین نحو بر علیه خودشان استفاده نمود . جالب تر این است که امام نه تنها با رفتار ، کردار و تصمیمات مدبرانه اش بارها و بارها مشروعیت حکومت عباسی را خدشه دار نمود ، بلکه با استفاده از امکانات گسترده تبلیغاتی ای که در دارالخلافه وجود داشت صدای رسای تشیع را به بلاد اسلامی رساند و با حضور در جلسات و مباحثات علمی ای که با بزرگان دینی آن دوران انجام می داد ، عظمت علمی امام شیعه را به مفاخر و اعاظم بلاد اسلامی نشان داده و به ایشان جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت و وصییان بر حق رسول الله را تفهیم می نمود . آری امامان ما در هر موقعیتی ، وظیفه رهبری خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دادند .

 


 

ویژه نامه اهل البیت (تحلیلی بر تاریخ اسلام)

ماهنامه خیمه خورشید - وابسته به هیئت فرهنگی مذهبی قرآن و عترت (ع)

نویسنده این شماره : احمد فتحی

منبع : کتاب علی بن موسی الرضا (ع) - نوشته مرضیه محمد زاده ، قم - انتشارات دلیل ما .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 16:42  توسط نويسنده افتخاري  |