|
…والطیباتُ للطیبین والطیبون للطیباتِ ... روزی محمد ص از اصحاب صفه می گذشت ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۰ساعت 12:59  توسط امير مريدي
|
اوصاف پیامبر اسلام محمد مصطفی (ص) در تورات و انجیل خداوند متعال در وصف پیامبر(ص) فرمود:«الذین ءاتینهم الكتبیعرفونه كما یعرفون ابناءهم و ان فریقا منهم لیكتمون الحق و همیعلمون» (1) ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هشتم مهر ۱۳۹۰ساعت 23:15  توسط امير مريدي
|
مرگ از دیدگاه شرق و غرب این مقاله بر گرفته از چندین سایت انگلیسی زبان بوده که دیدگاه های مذاهب و مکاتب گوناگون را مورد برسی قرار داده است. چند مورد از این دیدگاه ها را به طور اجمالی مورد برسی قرار داده ام. مترجم: امیر مریدی دیدگاه کلی غربیون (مقدمه): هیچ ... فنا ... به مانند قبل از تولد که هیچ بودیم, بعد از تولد هم فنا می شویم. از آنجا که همواره در غرب با گذشت زمان مکاتب گوناگونی از جمله متریالیسم, کمونیسم، لیبرالیسم، سوسیالیسم، پلورالیسم، اومانیسم، اگزیستانسیالیسم و دیگر ایسم ها به ظهور پیوسته اند- عمده ایسم هایی که در کشورهای غربی وجود دارد بر پایه «انسان محوری» و یا «اقتصاد محوری» می باشند- شاید بتوان گفت همین امر باعث شده که در غرب بنیان های فکری در مورد خدا, مرگ, آخرت و ... به پوچی گراییده اند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم شهریور ۱۳۹۰ساعت 11:41  توسط امير مريدي
|
فصل 6 سیر به عالم بالا با جنبه روحانی (سکان داران عالم افلاک) َلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ
از آنچه که در فصول پیشین گفتیم, انسان دارای دو جنبه است: جنبه روحانی که متناسب با ارواح طیبه و ملائکه مقربه می باشد و دیگری جنبه جسمانی که به مانند حیوانات و احشام می باشد. همین جزء جسمانی دلیلی بر مسافرتی چند روزه بوده در این دیار زمینی و عالم هستی, و پس از آن به واسطه جزء روحانی مسافرتی به عالم بالا و اعلی در پیش خواهد داشت. البته عالم بالا و اعلی ویژه آن دسته از مسافرانی بوده که رسم ادب را به جا آورده و به عنوان میهمان حق خود را به درستی و در حد کمال به اجابت رسانده اند, یعنی مصاحبت با ساکنان عالم قدس به شرطی امکان پذیر است که شخص همه روزه در ترقی بوده و توانسته باشد عالم روحانیت را بر عالم جسمانیت خود غلبه داده و دل او به طور مداوم به انوار الهی روشن گردد. در این حالت رابطه ای عکس وجود دارد, یعنی هر چه علاقه به جسم کمتر شود, علاقه به روح بیشتر شده و روشنایی دل و صفای خاطرش زیاد می گردد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:43  توسط امير مريدي
|
استخاره با قرآن , مشورت با خداست استخاره, پنجره اى روشـن, به سـوى فضایى قدسـى است كه نسیـم آرامـش و اطمینان در سراى دلها مـى نشاند و انسانهاى دیـن باور و خـداجـو را از تردید, دودلـى و آشفتگـى خاطر مـى رهاند. لحظه هاى حساس زنـدگـى كه هنگامه انتخاب درست و سـرنـوشت ساز است هماننـد فرشته اى آسمانى مسیر خیرآفریـن را به آدمى مىآمـوزاند و امروزى پرامید و فردایـى پـرنـویـد را فرا روى انسانهاى هـوشمنـد قرار مى دهد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:0  توسط امير مريدي
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 22:44  توسط امير مريدي
|
پاداش شهيدان درباره اهميت مقام شهيدان ، سخن بسيار گفته شده و هر قوم و ملتى براى شهداى خود احترام خاصى قائل است ولى بدون اغراق ، آن احترامى كه اسلام براى شهداى راه خدا قائل شده است بى نظير است ، روايت زير نمونه روشنى از احترامى است كه اسلام براى شهداء قائل شده و در پرتو همين تعليمات بود كه يك جمعيت محدود عقب افتاده آنچنان قدرت و نيرو گرفتند كه بزرگترين امپراطوريهاى جهان را بزانو در آوردند. امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) از امير مؤ منان على (عليه السلام ) چنين نقل مى كند كه هنگامى كه حضرت ، مشغول خطبه بود و مردم را تشويق به جهاد مى كرد، جوانى برخاست و عرض كرد: اى امير مؤ منان ! ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:36  توسط امير مريدي
|
حقیقت و ماهیت آدمی ارْجِعِي إِلى رَبِّك فصل ۵ عامل برتری انسان نسبت به حیوان نفس است که از جنس ملائکه مقدسه است در این بین بدن به حکم مرکب و سواری برای نفس می باشد. این مرکب باعث انتقال نفس از عالم اصلی به این دنیا بوده و این انتقال به منزله سفری کوتاه و چند روزه می باشد. در این سفر نفس می بایست با استفاده از این بدن مادی به سود و تجارت بپردازد, سود اصلی برای انسان کسب کمالات , صفات حمیده و اخلاق پسندیده است. پس از این تجارت به موطن اصلی خود باز خواهد گشت. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:51  توسط امير مريدي
|
سلسله مباحث در زمینه های نفس, روح, خواب و معرفت در علوم فصل 4
دلائل ماديگراها (مادیها) بر عدم استقلال روح ماديگراها براى اثبات مدعاى خود و اينكه روح و فكر و ساير پديده هاى روحى همگى مادى هستند، يعنى از خواص فيزيكى و شيميائى سلولهاى مغزى و عصبى مي باشند شواهدى آوردهاند كه در زير به آنها اشاره ميشود: 1 - به آسانى ميتوان نشان داد كه با از كار افتادن يك قسمت از مراكز، يا سلسله اعصاب يك دسته از آثار روحى تعطيل ميشود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:14  توسط امير مريدي
|
سلسله مباحث در زمینه های نفس, روح, خواب و معرفت در علوم فصل 3 اصالت و استقلال روح تا آنجا كه تاريخ علم و دانش بشرى نشان مى دهد، مساله روح و ساختمان و ويژگيهاى اسرار آميزش ، همواره مورد توجه دانشمندان بوده است و هر دانشمندى به سهم خود كوشيده است تا به محيط اسرار آميز روح گام بگذارد. درست به همين دليل نظراتى كه در باره روح ، از سوى علماء و دانشمندان اظهار شده بسيار زياد و متنوع است . ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:12  توسط امير مريدي
|
سلسله مباحث در زمینه های نفس, روح, خواب و معرفت در علوم در چهار فصل معرفت در علوم فصل ۲ در آدمی نیرویی است که می تواند به همه علوم دسترسی داشته و یا به زبان دیگر نسبت به آنها معرفت پیدا کند. در این حالت انسان حقایق موجود در اشیاء را درک می نماید. حقایقی را که نه از این عام وارد قلب وی شده و نه می داند که از کجا آمده اند. حقایقی که به قلب او وارد می شوند. فکر این گونه اشخاص این توانایی را دارد که در یک لحظه از مشرق به مغرب رفته در حالی که تن او در عالم خاک محبوس و ایستاده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 12:19  توسط امير مريدي
|
سلسله مباحث در زمینه های نفس, روح, خواب و معرفت در علوم در چهار فصل راه شناختن نفس قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي انسان ها دو بعد دارند: بعد مادی و صورت حسی و بعد دیگر نفس است. چه زمانی انسان می تواند دریابد که واقعا به اینن دنیا تعلقی نداشته, یعنی ذات او متعلق به این عالم جسمانی نیست و بلکه از عالم دیگر است؟ به تحقیق مشخص شده است که اگر انسان دل خود را از عالم حقیقت پاک کند و علایق و شهوات حیوانیت را اندکی از خود دور نماید, آینه دل را از زنگار کدورت ها جلا دهد, دلش را از غیر خدا پاک نماید, در خلوت خود را با حضور قلب با محبوب حقیقی قرار دهد, با نیت خالص مشغول به مناجات با حضرت پروردگار گردد, گاهی در عجایب عالم ملک و ملکوت, جمال و جبروت قادر ذوالجلال تفکر نماید, برای او حالتی نورانی و بهجتی عقلی حاصل می شود که به سبب آن یقین حاصل می شود, یقین از چه؟ یقین از اینکه ذات تو از این عالم جسمانی نیست بلکه متعلق به عالمی دیگر است. عامل دیگری می تواند باعث شود که انسان در این موضوع بیاندیشد که غیر از این بدن جزء دیگری نیز در بدن او قرار دارد که جنسیت آن جسمی نیست و آن خواب است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 16:8  توسط امير مريدي
|
انسان ترکیبی است از جسم و نفس شخصی که در زمینه خود شناسی گام بر میدارد این مهم را باید بداند که بدنش از دو چیز کاملا متمایز ساخته شده است: جسم و نفس بدن دنیوی که مرکب از گوشت و پوست و استخوان است که مربوط به عالم جسمانی می شود. اصل عالم جسمانی مرکب از چهار چیز است: خاک, باد, آب, و آتش که با همین چشم ظاهر هم می شود آن را دید. نفس مرکب از روح و جان و عقل و دل می باشد. نفس جوهری است مجرد از عالم ملکوت و گوهری است از جنس فرشتگان و عقول قدسیه. خداوند تنها این نیرو و حالت را در انسان خلق نموده است یعنی علاوه بر جسم که در همه موجودات مشترک است, نفس را نیز افزوده است. خداوند این نفس را که وابسته به عالم ملکوت است, در قالب جسم محبوس نموده و در زمانی معین هم آن را می ستاند. این نفس جز با بصیرت باطنی قابل دیدن نیست. در آیات و روایات و احادیث, هر گاه سخن از روح, جان, دل, و عقل آمد مراد همان نفس می باشد. شناختن حقیقت بدن ممکن است آسان باشد و علتش این است که در زمره مادیات قرار دارد. اما نفس را که از عالم مجردات است را نمی توان به راحتی شناخت(برای هر کسی این امر میسر نیست). این حالت به مانند جنینی است که در بطن مادر قرار داشته و از او در مورد دنیا سوال نمایند. این جنین نه زبانی برای ادای آن دارد, نه عقلش کامل است که بتواند در مورد آن به تفکر بپردازد و نه اینکه تجربه ای نسبت به آن دارد. دنیای او هم دنیای کوچکی است(تنها به اندازه بطن مادر) و ظرفیت این دنیا را ندارد. حالا به ما بگویید از عالم ملکوت چه میدانید؟ نه زبانی داریم که آن را توصیف نماییم, نه اینکه ذهنمان توانایی درک آنجا را دارد و نه اینکه نسبت به آن تجربه ای, از همه مهمتر ظرفیت ما فقط متناسب با این دنیا بوده. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 19:39  توسط امير مريدي
|
شناخت نفس مقدمه شناخت خدا آیا میدانید کلید سعادت دو جهان در گرو چیست؟ بله شناخت نفس خویشتن کلید و رمز این سعادت بزرگ می باشد. با شناخت نفس خود می توان به وجود پروردگار آگاهی یافت. به این آیه بنگرید: سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ “ما آيات قدرت و حكمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان كاملا هويدا و روشن ميگردانيم تا در خلقت آفاق و انفس نظر كنند و خداشناس شوند و ظاهر و آشكارشود كه خدا و آيات حكمت و قيامت و رسالتش همه بر حقست آيا اى رسول همين حقيقت كه خدا بر همه موجودات عالم پيدا و گواهست كفايت از برهان نميكند؟” اگر به این آیه خوب نگریسته شود نکاتی را میتوان از آن استخراج نمودو مثلا از دو کلمه (( آفاقى )) و (( انفسى )) این همه نکته گرفته شده است تفسير نمونه ، جلد: 20، صفحه :340- 337
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه دهم مرداد ۱۳۹۰ساعت 22:25  توسط امير مريدي
|
اهدای خون, احیای زندگی 9 مرداد روز اهدای خون وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ (النمل/35) صلاح اينست كه حال من هديه اى بر آنان بفرستم تا ببينم فرستادگانم از جانب سليمان پاسخ چگونه باز مى آرند همچنان که از این آیه پیداست هدیه دادن امریست با قدمت چند هزار ساله و همانگونه که از این آیه برمی آید ملکه سبا برای برقراری ارتباط بین دو مملکت از شگرد هدیه استفاده نموده است. «هديه تولد 10سالگيام يك آلبوم عكس بود. آلبوم عكسهايي از دوران كودكيام كه هيچ گاه آنها را نديده بودم. مادرم وقتي اين هديه را به من داد تنها يك جمله گفت و حالا پس از سالها هنوز گوشواره گوشم است: «بايد زيباترين لحظههاي زندگي را ثبت كرد.» سالهاست كه عكسهاي خانوادگيام را در آلبوم ميگذارم و هر هفته كه آن را مرور ميكنم بيشتر به اين نتيجه ميرسم كه بهترين هديه براي تولد فرزندم چه ميتواند باشد.» این خاطره مادر یک بچه سالم است. به نظر شما دیگر مادران خصوصا مادرانی که بچه هایی مبتلا به تالاسمی اند چه خاطراتی از انسانهای خیر دارند؟؟؟
آثار رواني هديهدادن
یک فرد را که دارای تالاسمی ماژور که نمونه حاد تالاسمی است را در نظر بگیرید هر چهار هفته یک تزریق خون ایام میگذرد و میگذرد سرماه چه زود رسید!!! دوباره باید برم خون تزریق کنم. چقر این یک ماه ها زود میگذرن. حالا ماه رمضان را چکار کنم, کمبود خون تو بیمارستانها و... شاید اینها حرف دلهای یک فرد محتاج به خون باشه. درمان تالاسمی ماژور تزریق مرتب خون است که معمولاً تا آخر عمر به طور متوسط هر چهار هفته یک بار باید انجام شود . بچه هایی که به طور مرتب خون دریافت می کنند به طور طبیعی رشد می کنند و در دهه های اول زندگی مشکلی ندارند. بعد از هر بار تزریق خون، گلبولهای قرمز پس از حدود 120 روز تخریب می شوند و آهن ناشی از تخریب قلبولهای قرمز، در بدن باقی می ماند که اگر دفع نشود، در بدن تجمع یافته، باعث نارسایی کبد، قلب و سایر اعضای بدن میگردد.در صورت عدم ممانعت از این امر، اغلب افراد مبتلا به تالاسمی ماژور، عمری بیش از 20 سال نخواهند داشت. داستانی به روایت یک فرد مبتلا به تالاسمی(واقعی): مامانم برا خون زدن از سر كلاس اجازه گرفت. دوستام میگفتن خوش به حالت ،داری میری مهمونی یا عروسی ؟آخه خدا جونم چی می گفتم چی كار میكردم ،فقط سكوت سكوت هزاران بار سكوت . آره داشتم میرفتم مهمونی ،اونم مهمونی كه میزباناش دكتر،پرستار و بیماران بودن. ولی بازم قبول به بیمارستان یا مهمونیم رفتم و خون زدم ،ولی وقتی كه از بیمارستان میومدم نباید سرمو به بیرون می كردم آخه دسفرال داشتم (حالا میگی یا جل الخالق اون دیگه چیه ،برات میگم )بچه ها می ببیند ودیگه بازیم نمیدن خلاصه در كودكی بچه بودم و بچگی نكردم بازی می كردم ولی شادی بازی رو حس نمی كردم ،نفس می كشیدم ولی نفسمم بریده می شد. تو مدرسه نباید مثل بچه های دیگه ورزش می كردم مبادا قلبم تندتند بزنه ،مبادا طحالم به فشار بیفته و درد كنه. خیلی سخته ،كوچولو باشی و غصه های بزرگی داشته باشی . تحمل دیكته كلمه برام مشكل بود ولی سر مشق همیشگیم بوده وهست و خواهد بود . فكر می كردم بیماری من با خون زدن درمان میشه ،فكر می كردم چیزی نیست با یك یا دو بار در ماه خون زدن و رفتن به بیمارستان خوب میشم ،ولی نمیدونستم كه ....نمیدونستم كه خونی كه وارد بدنم میشه بعده مدتی از بین میره و تبدیل به خون مرده میشه كه در اصطلاح علمی بهش میگفتن آهن،آره خون در بدنم میمردن،وخون مرده یعنی آهن اگه در بدنم جمع بشه برام مشكل ساز میشد.این آهن یا خون مرده باید از بدنم بیرون میرفت . چه جوری ؟واست میگم دكترم گفت :عزیزم برا اینكه سالمتر از قبل بشی و بتونی زندگی كنی و نذاری كه خونهای مرده در بدتن ،مخصوصا در قلبت جمع بشن باید آمپول بزنی آره آمپول آمپول آمپول . ترسیدی ؟نترس . حالا بخون مسئولی كه شاید این مطلب رو اگه بخونی)اونم اگه شانس با من باشه ) :ممكنه سرما بخوری دكتر واست آمپول تجویز كنه ولی مقاومت كنی كه آمپول تجویز نكنه پس از یه بچه چه انتظاری داری؟؟؟؟ دكترم گفت :باید این آمپول رو بیشتر از دوستات دوسش داشته باشی، باید این آمپول رو تو زندگیت همه چیزت كنی .... دكترم گفت :اگه آمپولتو نزنی بعدا مریضیت بیشتر میشه و مشكلات دیگه ای واست پیش میاد :مثلا رنگت سیاه میشه،قدت كوتاه میشه ،صدها درد وغصه ی دیگه . برام گفت اون آمپول دوستته و اسمش دسفراله است ، گفتم باشه اونم میزنم، هر روز هر شب، فقط دسفرال فقط دسفرال ....... من بزرگ میشدم اونم بیشتر میشد من میخواستم آزاد باشم ولی اون نمیذاشت ومی گفت باید منو استفاده كنی وباید ... باید تا بتونم زندگی كنم ولی بیشترین وقت وبازی منو می گرفت و من باید بدون هیچ اعتراضی 8 ساعت از وقتمو بهش میدادم ولی من بچه بودم می خواستم بچگی كنم .....می خواستم رها باشم . ازش متنفر بودم ،دوسش نداشتم ....ولی باید تحمل می كردم مگه من خودم خواستم كه به دنیا بیام كه حالا باید خود خودم تحمل كنم !
اهدا خون: در هر وعده اهدای خون چیزی نزدیک به یک سیزدهم خون (400ml) از خون شما کم می شود که عملا تفاوت زیادی احساس نمی گردد و نهایتا طی 24 ساعت از لحظ حجمی خون از دست رفته جبران می شود. اما مسئله مهمی که اینجا قابل تامل هست این است که جان یک نفر را از مرگ حتمی نجات داده اید. به نظرتان نجات جان یک انسان از مرگ چقدر ارزش دارد؟ آیا حتی یکبار هم ارزش امتحان را ندارد؟ هم اکنون 18 هز ار و 469 بیمار تالاسمی در کشور وجود دارد که اغلب این بیماران از وضعیت درمانی مناسبی برخوردار نیستند و توقع آنان از مسئولان جدید وزارت بهداشت و درمان در دسترس قرار دادن درمان سالم و به روز است. معاون دارو و غذای وزارت بهداشت در این باره می گوید: با توجه به اینکه فقط طی 2 ماه سال جاری یک میلیون و 250 هزار ریال از داروی دسفرال توزیع شده و این میزان به اندازه 3 ماه سال گذشته بوده ، بنابراین دارو کم نبوده و حتی بیشتر از سال گذشته توزیع شده است. اهدای خون حركتی انسانی است، اما هر سال به علت كاهش موارد اهدای خون در ماه مبارك رمضان، مشكلاتی به وجود می آید. در مواقع خاصی از سال مانند ماه مبارك رمضان، فصل گرما، فصل بارندگی، سرما و تعطیلات نوروز، روند اهدای خون به كندی پیش می رود، بنابراین آمار ذخیره خون كاهش می یابد و جان عده زیادی از بیماران نیازمند خون به خطر می افتد. ● فواید اهدای خون نویسنده و گردآورنده: امیر مریدی منابع: http://www.talasemi.blogsky.com
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد ۱۳۹۰ساعت 17:14  توسط امير مريدي
|
جانم فدای فداکاریهایت ... مادر(10 مرداد روز جهانی شیر مادر) شیر مادر در آیات و روایات قرآن کریم آیه 15 سوره احقاف وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ إِحْساناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي إِنِّي تُبْتُ إِلَيْكَ وَ إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ ما به انسان سفارش پدر و مادرش را كرديم كه به ايشان احسان كند احساسى مخصوص به آنان ، مادرش او را به حملى ناراحت كننده حمل كرد و به وضعى ناراحت كننده بزاييد و حمل او تا روزى كه از شيرش مى گيرد سى ماه است و تا هنگامى كه به حد بلوغ و رشد عقلى برسد همچنان پدر و مادر مراقبش هستند تا به حد چهل سالگى برسد. آن وقت مى گويد: پروردگارا نصيبم كن كه شكر آن نعمت هايى كه به من و پدر و مادرم انعام فرمودى به جاى آرم و اعمال صالح كه مايه خشنودى تو باشد انجام دهم . پروردگارا ذريه مرا هم برايم اصلاح فرما. پروردگارا من امروز به درگاهت توبه مى آورم و از تسليم شدگانت هستم (15). ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰ساعت 17:31  توسط امير مريدي
|
رنگ عسل و شفابخشی آن ثمَّ كلِى مِن كلِّ الثَّمَرَتِ فَاسلُكِى سبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً يخْرُجُ مِن بُطونِهَا شرَابٌ مخْتَلِفٌ أَلْوَنُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِّلنَّاسِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ(69) در قرآن کریم آیات فراوانی در مورد رنگها اشاره شده است که اشاره به اعجاز رنگها در قرآن دارد. اگر نگاهی به سوره مبارکه نحل بیاندازید متوجه نکته هایی از جمله زنبورعسل, عسل, رنگ عسل و شفابخشی آن می شوید .
در آیه 69 سوره نحل نکته های فراوانی وجود دارد که بارزترین آنها اشاره به رنگ عسل و همچنین به گوناگونی و تنوع عسل اشاره داشته است و با اشاره به زنبور می فرماید: از درون [شکم] آن شهدى که به رنگهاى گوناگون است بیرون مىآید در آن براى مردم درمانى است. درتفسیر نمونه این چنین بیان شده است: از شكم او بيرون مى آيد شرابى به نام ((عسل )) كه داراى رنگهاى مختلف است بعضى سفيد و بعضى زرد و بعضى قرمز سير و بعضى مايل به سياهى ((فيه شفاء للناس )) كه براى بيشتر امراض شفا است . خداوند بعد از این که اختلاف تنوع رنگها را بیان کرد، خاصیت شفابخشی عسل را نیز مطرح کرده و این امر نشان دهنده نوعی رابطه میان اختلاف رنگها با شفابخشی عسل که می توان آن را از اعجاز قرآن دانست، چرا که در علم جدید ثابت شده است تنوع رنگها در عسل به تنوع عناصر قندی موجود در گیاهان برمیگردد. نوع رنگها را در شفابخشی عسل دخالت داده و این امر را به خود عسل نسبت نداده است. نکته دیگری که از این آیه می توان برداشت کرد مسئله رنگ درمانی است که پیش از قرآن در هیچ کتابی مطرح نشده بود. پائولین ویلز از دانشمندان معاصر کتابی درباره "رنگها و تأثیرهای درمانی آنها" از بوعلی به عنوان احیاگر مسئله رنگ درمانی دارد، درحالی که قرآن پیش از بوعلی این مسئله را مطرح کرده و اگر بوعلی به آن توجه داشته بی شک از آیات قرآن استخراج کرده است. در پایان همین آیه اشاره میکند که ((ان فى ذلك لاية لقوم يتفكرون )) و آنجا كه سخن از زنبور عسل و زندگى آن كه سراسر عجايب و دقائق است به ميان آمد و آن اسرار و دقائق براى انسانها كشف نمى شود مگر با تفكر، پس زندگى زنبور عسل آيتى است براى مردمى كه تفكر كنند.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم مرداد ۱۳۹۰ساعت 11:20  توسط امير مريدي
|
عده اي از اهل تسنن مي گويند درباره ابوبكر در قرآن آيه آمده است ولي درباره علي نيامده است! همچنين اين بحث را مطرح مي كنند كه علت اختلافات شيعه و سني خصومت ايراني ها با عمر است (كه با حمله به ايران، ايران را تصرف كرد) به همين علت حرفهايي پشت سر او در آورده اند؟ آيات زيادي در ارتباط با حضرت علي ع نازل شده، كه مهمترين آنها عبارتند از : آيه تبليغ(67مائده)، آيه اطاعت اولي الامر(59نساء)، آيه ولايت (55مائده)، و آيه كريمه ولايت : "انما وليكم ا... و رسوله والذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون" (وليّتان خداست و فرستاده اش، و آنان كه ايمان آورده اند، كه نماز را به پا مي دارند، و زكات را درحال ركوع ادا مي كنند.) آيه ولايت، به اتفاق فريقين (شيعه و سني)، در مورد علي( نازل گشته. طبري روايات متعددي را در اين رابطه نقل مي كند.(1) و زمخشري كه از اكابر علماي اهل تسنن است، به طور جزم مي گويد كه اين آيه در شأن علي ( نازل شده است. (2) فخر رازي نيز كه همچون زمخشري، از اكابر بر اهل سنت و جماعت است، اعتراف مي كند : "اين آيه در شأن ..... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:20  توسط امير مريدي
|
اساس آئين وهابيت را دو چيز تشكيل ميدهد: 1- هدم و نابودي آثار رسالت و اصالتهاي باقي مانده از دوران پيامبر(ص) و صحابه و تابعان، به گونهاي كه چيز ملموس از آن زمان باقي نماند، و همه اين كارها را در پوشش «توحيد» و مبارزة با «شرك» انجام ميدهند. از اين جهت كليه قبور متعلق به صحابه و عترت پيامبر و تابعان و علما و شخصيتهاي اسلامي را نابود كرده و با خاك يكسان ميكنند. و اگر از مسلمانان جهان نميترسيدند، قبر پيامبر را نيز ويران كرده و به صورت مصلي درميآوردند. در اثر اين «تز» نامعقول، قبور ائمه چهارگانه شيعه و عموي پيامبر(ص)، و قبر عبدالله پدر آن حضرت و قبور كليه صحابه در بقيع ويران گرديد، و به صورت تل خاكي درآمد، روشن است كه استعمار ملتي كه گذشته خود را فراموش كند، بسيار سهل و آسان ميباشد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:14  توسط امير مريدي
|
غضب و ارزش حلم و بردباري
پيشوايان ديني و دانشمندان مطالب فراواني در اين مورد دارند؛ نبياكرم(ص) ميفرمايد: «انّ الغضب جمرة توفذ في جوف ابن آدم، الم تروا اليحمرة عينيه وانتفاخ اوداجه ؛ به راستي كه غضب آتشي است كه در درون انسانبرافروخته ميشود، نميبينيد كه چگونه هنگام غضب، چشمانش قرمز و رگهايشبرافروخته ميشود».(عيون الاخبار «ابن قتيبه»، ج 1، ص 282) حضرت علي(ع) نيز ميفرمايد: «الحدة ضرب من الجنون ؛ غضب و تندي يكنوع ديوانگي است».نهجالبلاغه، قصار ص 255) انسقراطيس حكيم ميگويد: «من به سلامت آن كشتي كه باد سخت و شدتآشوب دريا آن را به لجّهاي ميافكند و بر سنگهاي سخت ميزند، اميدوارترم از آن كه به سلامت غضبان ملتهب؛ چه ملاحان را در تخليص آن كشتي، مجال استعمال لطايف حيل باشد و هيچ حيلت در تسكين شعلة غضبي كه زبانه ميزند، نافع نيايد و چندان كهوعظ و تضرع بيشتر به كار دارند - مانند آتشي كه هيزم خشك بر او افكنند - سورتبيشتر نمايد».(اخلاق ناصري، ص 176) ديل كارنگي روانشناس معروف آمريكايي نيز مينويسد: «تداوم خشم و غضبدر مزاج و قلب آدمي، اثر سوء ميگذارد و بسياري از بيماريهاي دروني و امراض بر اثرخشمهاي پيدر پي و زياده از حد طبيعي است».آيين كاميابي، ص 233) حال براي غلبه بر خشم و غضب، اين چند مطلب را در نظر داشته باشيد: 1. دربارة ارزش حلم و بردباري نيك بينديشيد. پاد زهر غضب، حلم و بردبارياست. دربارة حلم گفته شده است: «ضبط النفس والطبع عن ثورة الغضب ؛نگهدارينفس و خويشتنداري در برابر هيجان غضب».(جزوه اخلاق، محمودخيراللهي، تكثير دانشگاهاصفهان، ص67) نبي اكرم(ص) ميفرمايد: «بعثت للحلم مركزاً و للعلم معدناً و للصبر مسكناً ؛من به رسالت مبعوث گشتم تا كانون حلم و بردباري، معدن علم و دانش و مسكن صبرو شكيبايي باشم».(ميزان الحكمه، ج 2، ص 513) امير مؤمنان حضرت علي(ع) ميفرمايد: «الحلم نور جوهره العقل ؛ حلم وبردباري نوري است كه منشأش عقل و خرد انسان است».(غرر الحكم، ج 1، ص 344) كَهْ نيم كوهم زصبر و حلم و دادكوه را كي در ربايد تندباد تيغ حلم از تيغ آهن تيزتربل زصد لشگر ظفر انگيزتر (مولوي) 2. هنگامي كه خشم و غضب به هيجان درآيد، انسان به چند امر توصيه شدهاست: الف) استعاذه و خود را از شرّ شيطان در پناه خدا قرار دادن. ب ) اگر ايستاده است، بنشيند و اگر نشسته است قدري دراز بكشد. ج ) آبي به سر و صورت خود بزند و يا وضو بگيرد و يا غسل كند. د ) آب سرد بنوشد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 18:0  توسط امير مريدي
|
زندگي نامهء شهيد مفتح (ره)
شهید محمد مفتح شهيد آيت اللّه دكتر محمد مفتح در سال 1307در خانواده اي روحاني در شهر همدان به دنيا آمد. پدرش مرحوم حجت الاسلام شيخ محمود مفتح از روحانيون همدان بود. پس از گذراندن دورهء دبستان به دليل هوش و استعدادسرشاري كه داشت , براي فراگيري معارف اسلامي به مدرسهء علميهء مرحوم آخوند ملا علي همداني رهسپار و ازطلاب ممتاز آن مدرسه شد. در پانزده سالگي وارد حوزهء علميهء قم شد و علي رغم شرايط سخت زندگي , همواره به كسب علم و گذراندن مراحل تقوا و تهذيب نفس همت گماشته بود.... ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:11  توسط امير مريدي
|
وهابيت
آيين وهابيت توسط محمد بن عبدالوهاب ( 1206 - 1115) بنا نهاده شد. پدر وي قاضي شهر عيينه از بلاد نجد و پيرو مذهب حنبلي بود، وي نزد پدر فقه حنبلي آموخت، محمد با افكار ابن تيميه آشنا شد و آن را پسنديد و نهضت پاكديني را به راه انداخت. محمد در سفري به مدينه شاهد توسل مردم به پيامبر در كنار روضه شريف بود، او اين توسل را نپسنديد و به مخالفت با آن پرداخت. به بصره رفت و در آن جا با اعمال مردم به مخالفت برخاست و مردم او را از شهر بيرون كردند. سپس با احسا و حريمله به نجد رفت به انكار عقايد مردم نجد پرداخت، بين او و پدرش اختلاف در گرفت. پدر در سال 1153 مرد و پس از آن وي آزادتر به اظهار عقايد خود پرداخت. برخي از مردم حريمله به او پيوستند، سپس به شهر عيينه رفت. او را در سال 1160 از عيينه بيرون راندند، وي سپس رهسپار در عيه نجد شد. او در اين شهر با محمد بن مسعود امير در عيه توافق كردند كه به ياري يكديگر بشتابند. ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:24  توسط امير مريدي
|
شيعيان باطنيه و آراء و عقايد آنان (باطنيه) : امام ششم شيعه فرزند پسري داشت به نام (اسماعيل) كه از بزرگترين فرزندانش بود و در زمان حيات پدر وفات نمود و آن حضرت به مرگ اسماعيل استشهاد كرد حتي حاكم مدينه را نيز شاهد گرفت, در اين باره جمعي معتقد بودند كه اسماعيل نمرده بلكه غيبت اختيار كرده است! و دوباره ظهور مىكند و همان مهدي موعود است و استشهاد امام ششم به مرگ او يك نوع تعميد بوده كه از ترس منصور خليفه عباسي به عمل آورده است. و جمعي معتقد شدند كه امامت, حق اسماعيل بود و با مرگ او به پسرش (محمد) منتقل شد. و جمعي معتقد شدند اسماعيل با اينكه در حال حيات پدر درگذشته امام مىباشد و امامت پس از اسماعيل در (محمدبناسماعيل) و اعقاب اوست. دو فرقه اولي پس از اندك زماني منقرض شدند ولي فرقه سوم تاكنون باقي هستند و انشعاباتي نيز پيدا كردهاند. (اسماعيليه) به طور كلي فسلفهاي دارند شبيه به فلسفه ستاره پرستان كه با عرفان هندي آميخته مىباشد و در معارف و احكام اسلام براي هر ظاهري, باطني و براي هر تنزيلي, تآويلي قائلند. اسماعيليه معتقدند كه زمين هرگز خالي از حجت نمىشود و حجت خدا بر دو گونه است: ناطق و صامت, ناطق, ( پيغمبر) و صامت, ( ولي و امام) است كه وصي پيغمبر مىباشد و در هر حال حجت مظهر تمام ربوبيت است. اساس حجت, پيوسته روي عدد هفت مىچرخد اسماعيليه معتقدند كه علاوه بر حجت خدا, پيوسته در روي زمين دوازده نفر نقيب كه حواريين و خواص حجتاند وجود دارد ولي بعضي از شعب باطنيه (دروزيه), شش نفر از نقباء را از ائمه مىگيرند و شش نفر از ديگران. (ابو طاهر قرمطي) يكي از سران باطنيه كه در سال 311 بصره را مسخر ساخته و از كشتار و تاراج اموال مردم فروگذاري نكرد و در سال 317 با گروه انبوهي از باطنيه در موسم حج عازم مكه گرديد و پس از در هم شكستن مقاومت مختصر دولتيان, وارد شهر مكه شد و مردم شهر و حجاج تازه وارد را قتل عام نمود و حتي در مسجدالحرام و داخل كعبه جوي خون روان ساخت. پيراهن كعبه را در ميان ياران خود قسمت نمود و درِ كعبه را كند و حجرالاسود را از جاي خود درآورده به يمن برد كه مدت 22 سال پيش قرامطه بود. در اثر اين اعمال بود كه عامه مسلمين از باطنيه برائت كرده آنان را خارج از آيين اسلام شمردند و حتي (عبدالله مهدي) پادشاه فاطمي كه آن روزها در آفريقا طلوع كرده , خود را مهدي موعود و امام اسماعيله معرفي مىكرد, از قرامطه بيزاري جست. طبق اظهار مورخين, مشخصهِ مذهبي باطنيه اين است كه احكام و مقررات ظاهري اسلام را به مقامات باطني عرفاني تأويل مىكنند و ظاهر شريعت را مخصوص كساني مىدانند كه كم خرد و از كمال معنوي بىبهره بودهاند, با اين وصف گاهي برخي از مقررات از مقام امامتشان صادر مىشود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:20  توسط امير مريدي
|
آيت الله العظمي بهجت (ره) 1- آيا معظلم له از شهود قلبي برخورداند؟ 2- آيا ايشان مراجعان را با سيرت دروني شان مي بينند؟ 3- آيا با امام زمان(ع) ارتباط دارند؟ 1- علم غيب و اسرار نهان را فقط خدا مي داند. خداوند به پيامبرش مي گويد: بگو! من از غيب و اسرار نهان آگاه نيستم زيرا اگر با خبر بودم براي خودم منافع زياد فراهم مي ساختم و كاري مي كردم كه هيچ گونه ضرر و زياني به من نرسد.1 يا شما مشركان نتوانيد مرا اذيت كنيد.... ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:18  توسط امير مريدي
|
آيا وهابيت ارتباطي با شيعه و سني دارد؟سير تشكيل آن را بيان كنيد؟ فرقه وهابيت ربطي به تشيع ندارد، حتي علماي اهل تسنن نيز اين فرقه را قبول ندارند و حتي در رد آن از طرف دانشمندان سني و شيعي رسالههاي متعددي نگاشته شده است و اين كه وهابيگري براساس سلفيگري استوار ميباشد كه با هر نوع تجدد و دگرگوني حتي در زندگي مخالف است و اضافه بر آن اين كه اين مكتب جعلي را محمد بن عبدالوهاب به وجود نياورده بلكه اين تفكر در قرن هشتم توسط احمد بن تيميه پايهگذاري و توسط او و شاگردش ابن قيم جوزي تقويت گرديده است و در اثر مخالفتها كه از طرف فرق مختلف مسلمين خصوصا نقدها و ردّيههايي كه دانشمندان اهل سنت بر آن كردند موجب شد كه اين مكتب مطرود و منزوي شود تا اين كه در قرن دوازدهم به توسط شخصي به نام محمد بن عبدالوهاب حنبلي مذهب دوباره جان گرفت و از حالت انزوا بيرون آمد. اما اين دفعه با زور و قدرت شمشير محمد بن سعود (جد آل سعود) همراهي گشت كه براي احصاي جنايتهاي آن بايد به تاريخ مراجعه كرد. براي آگاهي دقيق و بيشتر از پيدايش اين مكتب و فراز و فرودهاي آن، و حمايتهايي كه حاكمان وقت از آن مكتب ميكردند، قسمتهايي از كتاب مستدل و محققانه آيتالله جعفر سبحاني را به پيوست ارسال ميشود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:17  توسط امير مريدي
|
فضایل اخوّت اسلامی: اینک دسته گلی معطر و خوش بو از گلستان تعبیرات نبوی در بیان منزلت برادری دینی و مقام بلند برادران در پیشگاه خداوند را به شما تقدیم میداریم: 1- چهره هایشان نورانی است : ابوداود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت کرده که فرمود: «ان من عباد الله لاناسا ما هم بأنبیاء و لا شهداء یغبطهم الأنبیاء و الشهداء یوم القیامة بمکانهم من الله تعالی»، قالوا: یا رسول الله تخبرنا من هم؟ قال: «هم قوم تحابوا بروح الله بینهم علی غیر أرحام بینهم ولا أموال یتعاطونها والله إن وجوههم لنور وإنهم لعلی نور لا یخافون إذا خاف الناس ولا یحزنون إذا حزن الناس» ......... ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 0:4  توسط امير مريدي
|
ضرورت برادر دینی باید دانست رشتهای که این افراد را هرچند دو نفر باشند به هم پیوند میدهد، بعد از عقیدهی صحیح اسلامی، باید رشتهی برادری دینی باشد… معانی محبت به خاطر رضای خداوند در بین آنها شکل میگیرد مراحل این محبت را یکی پس از دیگری میپیمایند تا به جایی میرسند که سلف صالح بدان رسیده بودند. اگر یکی از آنها لقمهای در دهان برادر دینی اش مینهاد، حلاوت و مزه اش را در دهان خود مییافت هرگاه به مال نیاز پیدا میکرد، بدون اجازه دست در جیب برادر دینی اش میکرد… و هرگاه برادرش از وی دور میشد گویا که چیز ارزشمندی را گم کرده است… اگر نهال این علاقه و ارتباط در دل کاشته و از آن به خوبی پاسداری شود تا تنومند گردد و میوه بدهد، نور و نجات روز رستاخیز خواهد بود. پروردگارشان در روز قیامت ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 0:3  توسط امير مريدي
|
شیطان در پی فرد تنهاست تجربه نشان داده است که انسان مسلمان نمیتواند در هر دو محور اصلاح نفس خویشتن و دعوت دیگران با قدرتی یکسان، پیوسته و مداوم عمل کند جز در یک حالت، و آن وجود محیط سالم و جمع پاک و بی آلایش است که در آن فکرها در هم میآمیزند و برای اصلاح خویشتن و دعوت دیگران سخت تلاش میکنند… در این جمع انسان مسلمان زندگی میکند و از آن تأثیر میپذیرد، اخلاق نیکو و کردار پسندیده را میآموزد و به دیگران یاد میدهد. وجود این چنین جمعی ضروری است هرچند که فقط از دو نفر تشکیل شده باشد. «الشیطان مع الواحد و هو مع الإثنین أبعد» . رواه ترمذی زیرا شیطان (همیشه) در پی فرد تنهاست و (کید او) از دو نفر دورتر است. «و إنما یأکل الذئب من الغنم القاصیة» . رواه ابوداود (در حقیقت گرگ گوسفندی را میخورد که از گله دور شده باشد). در این باره رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است: چه بسا جوانانی که به سبب تکروی (و کنارهگیری از جمع) دچار سرگشتگی میشوند…. حال بنگریم که خداوند متعال چگونه این امر مهم را به رسولش سفارش میکند: {وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَن ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا} [کهف:28] (با کسانی باش که صبحگاهان و شامگاهان خدای خود را فرا میخوانند و رضای او را می طلبند، و چشمانت از ایشان (به سوی ثروتمندان متکبر) برای جستن زینت زندگانی دنیا برنگردد و از کسی فرمان مبر که دل او را از یاد خود غافل ساختهایم و او به دنبال آرزوی خود روان گشته است و همهی امورش افراط و تفریط بوده است). منابع:
تهیه کننده: امیر مریدی
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:59  توسط امير مريدي
|
سكولاريسم چه مكتبي است؟ معناي لغوي و اصطلاحي براي بررسي معناي اين واژه، نخست بايد به اصل معناي سكولاريسم(1) كه مناسبت كاملي با مفاهيم اصطلاحي آن دارد، نظري بيفكنيم. اين كلمه در لغات دايرة المعارفها با مفاهيم زير تفسير شده است: سكولاريسم يعني مخالفت با شرعيات و مطالب ديني، روح دنيا داري، طرفداري از اصول دنيوي و عرفي،(2) جدايي دين از سياست و دنيوي كردن رايجترين معادل فارسي آن "جداانگاري دين و دنيا" ميباشد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:47  توسط امير مريدي
|
كشف و شهود به چه معنا است و چه تفاوتي با خواب و رويا دارد اين كه اهل تصوف اوراد اذكاري خاص مي خوانند تا به اين مقامات برسند, آيا وهم و خيالي بيش نيست ؟ به معناي برداشته شدن پرده از عالم غيب و القاي مفاهيم و معناي الهي و غيبي بر قلب سالك است . در حقيقت بي واسطهء حس هاي ظاهري به حقايق دست يافتن , كشف و شهود ناميده مي شود. از اين رو,كشف و شهود علمي حضوري است . لذا نتايج حاصل از آن نزد عرفا بر نتايج حاصل از براهين عقلي ترجيح دارد.البته بايد توجه داشت كه هر نوع كشفي , صادقانه نيست و بسياري اوقات با توهم و خيال درهم شده و اشتباه مي گردند. در تصوف نوعاً فرو رفتن به ابتداي آرامش و ديدن رؤياهاي صادقه يا كشف و شهود است كه درآن با انجام حراكات خاص و گفتن اذكار خاص و يك نوع اتحاد رتيميك , صوفي از عالم ظاهر خارج شده و به عالم باطن مي رسد (اين ادعايي است كه آنها دارند), در حالي كه اين نوع خلسه , كاملاً فيزيكي است ; يعني صوفي با قراردادن جسم و ذهن خويش , در مدتي طولاني در معرض انواع ناآرامي ها, كم كم جسم و ذهن را از تعادل خارج كرده وقواي آن را رو به خاموشي مي برد. بدن نيز داراي حالتي است كه پس از قرار گرفتن در فشارهاي خاص دچار مي گردد و براي لحظاتي شعور خارج تحت تأثير شعور باطن قرار مي گيرد. در اين لحظات انسان به خلسه رسيده و شعور باطن كه هم مخزن توهمات و تخيلات و روياهاي گذشته و هم منبع اشراقات است , فعال مي شود. بدين صورت است كه متصوفه در اين حالت چيزهايي مي بينند يا مي شنوند كه همهء آنها را نمي توان به حساب اشراق يا شهود گذاشت . عين همين مطلب در عرفان تبتي و پيروان طريقت يوگا وجود دارد, منتهي تخليه ءشعور باطن در آن خيلي منظم تر و علمي تر است . با اين حال آنان همهء آنچه را مي بينند, كشف و شهود نمي دانند. بدين ترتيب , هر نوع ادعايي در اين زمينه را نبايد جدّي تلقي كرد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۰ساعت 23:15  توسط امير مريدي
|
|