|
فاطمه قلب محمد حضرت فاطمه زهرا الگوی همه کمالات زن است. به نظر میرسد خالی از تسامح نباشد اگر بگوییم زهرا عادل است، زیبنده اش این است که بگوییم او خود عین عدل است. به مثابه زوجش ، ذات اقدس اله میداند که بیان و بنان و فکر نگارنده قاصرتر از ان است که انسیه سیده صدیقه مبارکه مرضیه عفیفه را توصیف کند. چرا که سنخیتی بین نگارنده و پاره تن عصاره انبیا نیست. آری ؛ سنخیتی بین نگارنده و اسوه ی مردان و زنان در دنیا و عقبی نیست. ظرف معرفتی نگارنده در مظروف اقیانوس گونه فاطمه نمی گنجد. بتولی که مولودش معراج موءمن (شب قدر) است. ابوی اش عصاره انبیا و مظفر رسل، بعلش امیر جهادوستیز، و بیان و بنان وقضاء، جاذبه و دافعه اش محیر العقول، قضاء،طب، ژنراتور، برق، اقتصاد، کامپیوتر، تکنولوژی و صنعت و ... وامدار اویند. ما کجا فاطمه کجا؟ اما چه کنیم که خون او در پیکر و کالبدمان جریان و سریان دارد. جاهل قاصریم و شاید هم مقصر. او هدیه خدا به پیامبر است. او تجلی گاه و اسوه عشق به پدر (پیامبر)،شریک غمهای او، و تجلی گاه تربیت است. او تجلیگاه انفاق است در شب عروسی اش. او اسوه ی بی الایش ترین عروسان در تاریخ بشریت است. او اسوه مهریه و جهیزیه و خانه زفاف است. محدثه ، الگوی همسر داری، بی توقعی از بعلش گذاری، عدالت در تقسیم کار، صمیمیت و روح تعاون و فرزندداری وتشویق مساوی بین فرزندان است. او پیشقراول همبازی بودن با فرزندان ، عبادت، زهد و وارستگی، تلاش در پشت جبهه،فتح، خوف از خدا، توجه و شرم از ذات ربوبی است. او رضیه راضیه مرضیه است. اوعذراء حوراء حانیه است. او یک نمونه ی رئالیستی از مروارید بودن در صدف است. او الگوی خفض جناح و خفض صوت بر بالین کسانی است که امام عصر اختناق رویکرد و نگرشی سلطان العسوفگونه به انها داشت. حره حصان سرلوحه فقیر نوازی است. او مریم کبری فاطمه زهراست. مریم چه زیبا مسمایی است احرار را متذکر مسیح می سازد. او فنداسیون جهاد و مظلومیت و جبل الراسخ بودن و وقار است. نگارنده حقیر به خود میبالد که در مورد کسی که پیغمبر در وصف او فرمود: (فاطمه اعز البریه علی) قلم می لغزاند. نگارنده مفتخر است که به طور ممتد متوسل به کسی است که مسلمان شدن 80 نفر یهودی به برکت لباس اوست. ادامه دارد... در رتبه ز انبیاء مقدم زهرا است همتای علی مرد دو عالم زهرا است برگوی به انکه اسم اعظم جوید شاید که تمام اسم اعظم زهرا است
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 0:1  توسط مهدي يعقوب وند
|
گزارش برنامه هیئت در شب سوم ، دهه فاطمیه اول
حجت الاسلام و المسلمین لویمی پس از قرائت قرآن و دعای زیارت عاشورا ،با حضور حجت الاسلام و والمسلمین لوینی و سخنرانی ایشان ، مراسم به کار خود ادامه یافت ، ایشان صحبت نمودن درباره شخصیتی همچون فاطمه (س) را کاری سخت و طاقت فرسا دانستند و برای اثبات نظر خویش اشاره ای به روایاتی نمودن که تا کنون بدون تفسیر مانده اند . زیرا که برای تفسیر آن باید خود امام معصوم حاضر شوند و آن را تبیین کنند . درک عظمت حضرت زهرا(س) خارج از ظرفیت عقول بشری است ایشان فرمودند که : "در قرآن چند سوره مربوط به حضرت زهراست ، می گویند مقام شب قدر مربوط به فاطمه زهراست ، حال اگر می توانید شب قدر را درک کنید ، می توانید مقام بی بی دوعالم را نیز درک کنید " ، حاج آقای لوینی همچنین حدیثی از حضرت رسول در این باره نقل کردند که "حضرت رسول(ع) می فرمایند : امام حسن و حسین(ع) بهترین مردمان روی زمین هستند ، بعد از من و علی ابن ابیطالب ، و مادرشان برتر و بافضیلت تر از تمام زنان روی زمین است ". ایشان همچنین نقل خاطره ای از امام باقر(ع) نمودند که "روزی خانمی به امام باقر(ع) عرض کرده اند که من از دنیا دل بریده ام ، امام باقر(ع) در پاسخ فرموده اند : چگونه است دلبریدگی تو ؟ ، خانم در پاسخ گفته اند که من قصد کرده ام که ازدواج نکنم تا به ملکوت برسم ، حضرت امام باقر(ع) ایشان را نهی نموده ، اما چه نهی ای ؟ این امام استشهاد می کند به حضرت زهرا و می فرمایند : اگر فضیلتی در این کار بود ، زهرا(س) در انجام آن افضل بود (یعنی زودتر این کار را انجام می داد) " فاطمه (س) حجت خدا بر حجج آن امام باقر (ع) می فرمایند : ما حجت خدا بر شماییم و فاطمه حجت خدا بر ماست . حضرت حجت الاسلام و المسلمین لوینی از این حدیث کمک گرفته و در شان و عظمت حضرت فاطمه (س) احادیث فراوانی بیان نمودند و سیره این حضرت را مورد استشهاد برای امت دانستند . در ادامه بیاناتشان ، از قرآن کمک گرفته و اشاره ای به آیه مبارکه تطهیر نمودند و با استفاده از نقل های معتبر تاریخی اهل البیت را ، علی ، فاطمه ، حسن و حسین معرفی نمودند . آقای لوینی همچنین به سوره انسان هم گذری زده و فرمودند : " در سوره انسان از خاندان پیمبر ، یعنی حضرت امیر ، حضرت زهرا و امام حسن و حسین(ع) تمجید می شود (داستان سه روز روزه و انفاق به اسیر و مسکین و یتیم )" در ادامه بررسی آیات و روایات در شان اهل البیت و وجود مبارک حضرت زهرا نوبت به حدیث کسا و سوره کوثر رسید و سخنران فرمودند که : "در حدیث کسا حضرت پیامبر به فاطمه زهرا پناه می آورد و حضرت زهراست که وصل می کند پیامبر را به خدا ، همچنین خداوند در سوره کوثر در وصف حضرت زهرا ، نکاتی مهم را بیان می نماید و نسل سادات از این سوره است که به عنوان فرزندان پیامبر و فاطمه مشخص می گردند ." با وجود حضرت زهرا(ع) در بهشت ، تمام زیبایی های بهشت تحت الشعاع قرار می گیرد آقای لوینی : "به استناد به سخن ابن جوزی(اهل سنت) : برای من بسیار جالب است که در توصیف اهل البیت و بهشت و .... ، که هرجا نام بهشت آمده نام حورالعین نیز می آید ، اما در سوره هل اتی نامی از حورالعین نمی آید ، چرا ؟ من (ابن جوزی) به این نکته رسیدم که خدایی که فاطمه(س) را وصف می کند و نعمت هایی که می خواهد به فاطمه بدهد را بیان می دارد ؛ به هیچ وجه نام حورالعین را در کنار نام حضرت زهرا(س) وصف نخواهد کرد ". پس از استماع سخنرانی ، مراسم سینه زنی و مرثیه سرایی توسط برادر مسعود قاسمی برگزار شد . دوستان در حال استماع سخنرانی مسعود قاسمی و عزاداران مرتضی عطایی و فرزندش دوشیزه ریحانه عطایی
برای دریافت کامل عکس های این برنامه روی لینک زیر کلیک کنید . با تشکر فراوان واحد گزارش (امیر مریدی – مسعود کایدخورده)
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ساعت 12:5  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
معیارها و محدودیت ها آیا تصمیم گیرندگان واقعا منطقی هستند ؟ عده زیادی از مردم نسبت به مطالعه رسمی تصمیم سازی بیگانه هستند . عدم تشخیص و درک درست تفاوت بین معیارهای یک شخص و محدودیت های ان ، باعث سردرگمی در فرآیند تصمیم سازی و در نتیجه تولید یک تصمیم نادرست می شود . هریک از ما برای گرفتن یک تصمیم و ترسیم آینده خویش ، معیارهایی داریم . و همچنین به التزام زندگی و ساختار شخصی یا حتی کاهلی در تلاش های مستمر ، دارای محدودیت هایی نیز هستیم . حال اگر این دو مقوله را از یک تفکیک نکنیم و به جای اینکه سعی در از میان برداشتن محدودیت ها بنماییم ، آنها را در کنار معیارهای خویش یا حتی به جای آنها بگماریم ، دچار شکستی بزرگ در تصمیم گیری خواهیم شد . به عنوان مثال ، جوانی که دچار محدودیت پرخوابی است . اگر خدای ناکرده ، در فرایند تصمیم گیری برای شغل آینده ، یکی از معیارهای شغل خود را ، عدم تاثیر کار بر طولانی نشدن خواب صبحگاهی خویش بگذارد . دچار خسرانی بزرگ شده است . زیرا که ضعف پرخوابی خویش را نه تنها نشناخته و در از میان بردن آن تلاش ننموده ، بلکه در عملی فاجعه انگیز آن را به عنوان معیاری برای ادامه زندگی خود در نظر گرفته است . معیارهای خود را متعالی در نظر بگیریم ، اما بلند پروازی بیش از حد نکنیم ! آیا تصمیم گیرندگان واقعا منطقی هستند ؟ بعضی از محققین مقوله عقلانیت را مورد سوال قرار می دهند . موارد بی شماری از افراد و گروه ها هستند که در عالم خارج به صورت غیر منطقی رفتار می کنند . مثلا در نظر بگیرید شما هر روز صبح باید با اتوبوس به سر کار بروید و اتوبوس ساعت 7 صبح حرکت می کند . بنابراین اگر بیدار شدن ، آماده شدن و رسیدن به ایستگاه یک ساعت طول بکشد شما باید همیشه حدود ساعت 6 بیدار شوید ، اما گاهی وقت ها ، شاید خیلی وقت ها شما تا 6:30 دقیقه خواب باشید و می مانید با این که می دانید صبحانه را از دست داده و عملکرد خوبی در محل کار ندارید . یا ممکن است دیر کنید و 7:30 دقیقه به ایستگاه برسید به این امید که اتوبوس نیز دیر بیاید . بنابراین چرا شما دیر می کنید؟ اهداف چند گانه ای که به آن امید داردید ممکن است به این قضیه منتهی شود و یا سودمندی واقعی برای سر وقت بودن ممکن است نشان دهد که شما باید اکثر صبح ها به رختخواب برگردید . آری عوامل بسیاری وجود دارند که بر عقلانیت در تصمیم گیری ، تاثیر می گذارند ، از جمله عوامل کاهنده برای آن می توان به موارد زیر اشاره نمود : خستگی ، فشار اقتصادی و شغلی ، آب و هوای بد ، فشار زمان و شرب خمر و ..... بیایم سعی کنیم ، در همه حال و در هر شرایطی ، بهترین تصمیم ممکن را بگیریم . اما تصمیم ممکن نه ناممکن !. با تشکر مسعود کایدخورده
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام فروردین ۱۳۹۰ساعت 4:0  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
گزارش برنامه هیئت در شب دوم ، دهه فاطمیه اول
حجت الاسلام والمسلمین کرکی
پس از قرائت قرآن و دعای زیارت عاشورا ،با حضور حجت الاسلام و والمسلمین زارع و سخنرانی ایشان ، مراسم به کار خود ادامه یافت ، ایشان در ابتدای سخنان خود فرمودند که "ائمه گفته اند که همانطور که برای مردگان و اموات خودتان مراسم برپا می کنید ، برای ما هم مراسم به پا سازید "، ایشان البته به آسیب شناسی این گونه مراسمات پرداختند و فرمودند که " این مراسمات به گونه ای نباشد که مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم "
* ارتباط روز جمعه / امام زمان (عج) / حضرت زهرا (س) ایشان در ابتدا به اهمیت دعا اشاره نمودند به حاظرین در جلسه پیشنهاد نمودند که دعای ندبه و کمیل را در صبح و شب جمعه بخوانند که "خواندن دعای کمیل ، لیاقت می خواهد که نصیب هر کس نمی شود " ، ایشان البته اشاره ای هم به این موضوع نمودند که دعای کمیل فقط مخصوص شب پنج شنبه نمی شود ، بلکه برای ایام ماه مبارک رمضان هم بسیار سفارش شده است ، و هینطور دعای ندبه را هم می توان در ایامی دیگر بغیر از صبح جمعه قرائت نمود . حجت الاسلام و المسلمین کرکی ، در ادامه به شرح دعای ندبه پرداختند و فرمودند که " دعای ندبه حاوی مطالب بسیاری می باشد ، از جنگ ها ، از تاریخ انبیا ، از حضرت رسول و اهل البیت ، از امام زمان و احوالات ایشان ، ذکر نام اجداد امام زمان و همچنین خصویصات حضرت حجت(عج)" مهدی(ع) خونخواه مادر ایشان در ادامه فراز "این الطالب بدم المقتول بکربلا"و "این الطالب ..... بذحول الانبیا و ابنا الانبیا" را قرائت نمودند و فرمودند :"امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نوه های حضرت رسول می باشند اما این حضرت زهراست که فرزند پیامبر می باشد و البته که شهید هم شده اند . پس امام زمان خونخواه حضرت زهرا(س) یکی از شهدا و فرزندان رسول خداست . ایشان هم چنین فراز دیگری از دعای ندبه را قرائت نمودند و پس از آن فرمودند که "اگر واقعا ایمان بیاورید ، بقیه الله برای شما بسیار مفید و ارزشمند می باشد " حاج آقای کرکی در ادامه به بررسی نعمتی به نام حضرت رسول پرداختند و با جملاتی زیبا فرمودند که : "همیشه خداوند برای بهترین بندگانش بهترین خوبی ها را کنار می گذارد ، برای هر امتی پیامبرانی فرستاده است و این لیاقتی بوده که خدا نصیب هر امتی نموده است . خوشا به حال امتی که رسول خدا پیامبر آنها و فرزندان او امامان آنها باشد و بهترین ذخیره خدا ، یعنی حضرت صاحب الزمان ، امام زمان آنها گردد " ایشان ولایت اهل البیت و امام زمان(عج) را واسطه نزول نعمت و فیض دانستند تا آنجا که حتی مراتع سرسبز و پرنعمت به سبب پذیرش ولایت امام عضر(عج) است که اینچنین پر نعمت و سرسبز هستند . در پایان سخنرانی ایشان روایتی گرانسنگ از زندگانی زهرای مرضیه(س) بیان نمودند که شرح آن این است : " در زمان ازدواج حضرت زهرا(ع) با مولا علی(ع) ، بانوی دو عالم خطاب به حضرت رسول فرمودند که ، اگر به من هم مهریه ای چون زر و طلا بدهند چه فرقی با دیگران دارم ، مهریه من شفاعت از گناهکاران امت رسول خدا در روز قیامت باشد ، پیامبر به حضرت زهرا0س) فرمودند که این را از خداوند بخواه که در حق تو عنایت فرماید" پس از استماع سخنرانی ، مراسم سینه زنی و مرثیه سرایی توسط برادر بهمن تقی زاده برگزار شد .
برای دریافت کلیه عکس های این برنامه روی لینک زیر کلیک کنید .
با تشکر فراوان واحد گزارش (امیر مریدی – مسعود کایدخورده)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:41  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
گزارش برنامه در آغاز دهه فاطمیه اول
با حضور حجت الاسلام و والمسلمین زارع و سخنرانی ایشان مراسم به کار خود ادامه یافت ، ایشان در ابتدای سخنان خود با اشاره و مقدمه ای از قرآن به هشت نکته از آیات قرآنی پرداختند . در این سخنرانی سخنی از پیامبر به میان آمد که با شکایت خود در پیشگاه خداوند فرموده اند که این امت قرآن را مهجور داشته اند . ایشان فرمودند "قرآن زبانی فصیح و بلیغ دارد و تنها چنین فصاحت و بلاغتی از جانب پروردگار بر می آید " و در ادامه بیانات خود ذکر نمودند که " از دنیا و آخرت هر اندازه که انسان بخواهد به همان اندازه نصیبش می شود . اگر دنیا بخواهد ، ممکن است دنیا را بدست آورد ، اما از آخرت فقط آتش آن را نصیب می برد و از بهشت خبری نیست " * هشت نکته از قرآن 1- احترام به پدر و مادر : " انسان باید نسبت به پدر و مادر احترام نموده ، خصوصا در دوران پیری و سالخوردگی ، درست در دورانی که پدر و مادر نیاز به احترام دارند ، بال و پر خود را باز نموده و از آنها مراقبت و پرستاری نماییم " همچنین ایشان اشاره فرمودند که "در حق پدر و مادر دعای فراوان نماییم" 2- احترام به همه افراد اجتماع : "چه فقرا و مستمندان ، چه مسافران و در راه ماندگان همه و همه در خور احترامند " ، ایشان همچنین به اهمیت صله رحم پرداخته و در مورد این امر مهم نکاتی را بیان مودند . 3-مسرفان : "اسراف کنندگان برادران شیطانند" ، ایشان در سخنرانی خود بیان نمودند که "در زمانی که کسی به رحمت خدا رفته ، به جای مردم خانواده میت را مورد حمایت خود قرار دهند ، بالعکس تا چهل روز او را در سختی قرار داده و وی را متحمل خرج و مخارج و اسراف و زیاده روی می نمایند ، این کار کاری بسیار ناپسند می باشد" حاج آقای زارع همچنین انفاق و بخشش بیش از حد را مجاز ندانسته و فرمودند :"مثلا یک فقیر به درب منزل رسول الله می رود و درخواست کمک می کند و از آنجا که پیامبر فقط یک لباس نسبتا مناسب به تن داشت و چیز دیگری در اختیار نداشت ، آن جامه را به فقیر داد . نمازگزاران در مسجد به انتظار پیامبر بودند که نماز را به پا دارد ، اما پیامبر نیامد . به درب منزل ایشان رفتند و پیامبر گفت چون لباس مناسبی نداشتم ، نتوانستم در نماز جماعت حضور یابم ، در این حین آیه ای نازل شد که مضمون این آیه چنین است : انفاق نباید از حد خودش بالاتر باشد " 4-فرزند کشی اعراب : حاج آقای زارع این آیه را با فرزند کمتر ، زندگی بهتر ارتباط دادند و گفتند این جمله ، جمله ای برگرفته از اسلام نیست . 5-اجتناب از گناهان : آقای زارع فرمودند که " همیشه باید از گناه اجتناب نمود ، حتی در بعضی از گناهان ، حتی نباید به آنها نزدیک شد مثل زنا ، زیرا کوچکترین لغزش آسیبی جدی وارد می آورد " 6-مال یتیم : ایشان فرمودند : " انسان تا حد ممکن نباید اموال یتیم را به زندگی خود وارد نماید ، چه بسا هر جز کوچک این مال آتشی سنگین برای آخرت بوجود آورد " 7-اجتناب از آنچه بدان علم نداریم : ایشان در این باب نیز بیاناتی کامل داشتند که مضمون ـن این بود که انسان باید از آنچه بدان علم ندارد ، و بازگویی آن اجتناب نماید . مثل شایعه که موجب دردسرها و فتنه های بسار می شود . 8-اجتناب از غرور و خود بینی و تکبر : حضرت حجت الاسلام و المسلمین زارع فرمودند که "انسان باید در زمین با ملایمت و مراقبت راه رود ، و مثل افرادی نباشد که بدنی ورزیده و مناسب دارند اما با غرور فراوان راه رفته و لباس های تنگ و نامناسب به تن دارند. زیرا که این افراد هرچه قدر که نیرومند و قوی باشند به پای کوه که نمی رسند " پس از استماع سخنرانی نوبت به مراسم سینه زنی و مرثیه سرایی توسط برادر صادق مرادی شد .که به نحو مطلوب هیئت به استقبال ایام فاطمیه اول رفتند. بچه ها در حال خواندن زیارت حضرت فاطمه (س) حضار در حال گوش دادن به سخنرانی اهالی هیئت در حال سینه زنی و سوگواری
برای دریافت کلیه عکس های این برنامه روی لینک زیر کلیک کنید .
با تشکر فراوان واحد گزارش (امیر مریدی – مسعود کایدخورده)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 18:34  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
فاطمه ملجا و مامن مکتب احرار تمام ابعادی که برای یک زن متصور است در فاطمه متجلی است. شایان ذکر است که مبین و مفسر خیرالعمل در اذان را ،استاد دانشگاه بزرگ جعفری،برفاطمه و ولدها عنوان کرده است. این حوریه طاهره پیکرش امیزه ای از خاصیت وحی و نبوت است.حصول مرضیه بتول، محصول اربعینی است توام با تهجد و تهذب و ریاضت و عرفان ماورایی رسول اکرم. و این است که موشکافان بعد حیوانی وجود انسان یعنی اطباء و مربیان بعد انسانی پیکر این حیوان ناطق بر این پروسه صحه گذاشته اند که به پاکی و معنویت زیربنای تکوین فرزندان خود ، متنبه شده ، چرا که قانون وراثت و اثر غذا ، از امور قطعی جهان جمیل و غار و غدار است. از بعد روان شناختی مثلث تشکل شخصیت انسیه بخصوص در ده سنه مبتدی عمرش را سه سه زاویه ی وراثت، تربیت و محیطی تکوین کرده که در هاله محیطی سرشار از نور،صفا،عظمت انسانی و وافی به مقصود بوده است. ناگفته پیداست، که مهمترین ضلع این مثلث متشکل،متکون،هماهنگ و منسجم تربیت است. که در فروش گردن بند خود و ازاد کردن بنده ای با ان و معاوضه تسبیحات فاطمه اش با خدمتکار به ثبوت رسانده بود. فضایل قاطبه رسل و امامان در زهره متبلور است. او برای ابوی اش ام ابیها است.برای ابناءش ام الحسنین است و برای موءمنین بالغیب و قاطبه ی خلق،ام الائمه. پس او به همه منسوب است و همه متفقا مفتخرند بر این کانون، که مستجمع جمیع صفات کمال ، جمال و جلال الهی است. ام ام کلثوم اسوهی حسنه ای برای شریک القران،خلیفه الرحمن و امام انس و جان است که خود فرموده است: و فی ابنه رسول الله لی اسوه حسنه. ناگفته پیداست که او ملجا و مامن احراری است که از ازادی معنوی عبور کرده وخواستار ترفیع رتبت و اخذ مدرک معتبر ازادی اجتماعی هستند.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 3:17  توسط مهدي يعقوب وند
|
خطبه فدکیه حضرت الزهرا (س) ترجمه علامه سید جعفر شهیدی (ره) باری نویسنده کوشیده است در برگرداندن این خطبه به نثر فارسی تا آنجاکه می تواند هنرهای لفظی و معنوی را نگاهدارد . مخصوصا هنر سجع را تا حد ممکن رعایت کرده است و اگر فقره هائی از ترجمه لفظ به لفظ منصرف شده بخاطر رعایت این ظرافت ها بوده است. زندگانی فاطمه زهرا علیها سلام سید جعفر شهیدی ص 126 ستایش خدای را بر آنچه ارزانی داشت . و سپاس او را بر اندیشه نیکو که در دل نگاشت . سپاس بر نعمت های فراگیر که از چشمه لطفش جوشید . و عطاهای فراوان که بخشید . و نثار احسان که پیاپی بخشید . نعمت هایی که از شمار افزون است . و پاداش آن از توان بیرون . و درک نهایتش نه در حد اندیشه ناموزون . سپاس را مایه فزونی نعمت نمود . و ستایش را سبب فراوانی پاداش فرمود . و بدرخواست پیاپی بر عطای خود بیفزود . گواهی می دهم که خدای جهان یکی است . و جز او خدایی نیست . ترجمان این گواهی دوستی بی آلایش است . و پایبندان این اعتقاد ، دلهای با بینش . و راهنامی رسیدن بدان ، چراغ دانش . خدایی که دیدگان او را دیدن نتوانند ، و گمانها چون و چگونگی او را ندانند . همه چیز از هیچ پدید آورد . و بی نمونه ای انشا کرد . نه بآفرینش آنها نیازی داشت . و نه از خلقت سودی برداشت . جز آنکه خواست قدرتش را آشکار سازد . و آفریدگان را بنده وار بنوازد . و بانگ دعوتش را در جهان اندازد . پاداش را در گرو فرامنبرداری نهاد . و نافرمانان را به کیفر بیم داد . تا بندگان را از عقوبت برهاند ، و به بهشت کشاند . گواهی می دهم که پدرم محمد بنده او و فرستاده اوست . پیش از آنکه او را بیافریند برگزید . و پیش از پیمبری تشریف انتخاب بهشید و به نامیش نامید که می سزید . و این هنگامی بود که آفریدگان از دیده نهان بودند . و در پس پرده بیم نگران . و در پهنه عدم سرگردان . پروردگار بزرگ پایان همه کارها را دانا بود . و بر دگرگونی های روزگار محیط بینا . و به سرنوشت هر چیز آشنا . محمد(ص) را بر انگیخت تا کار خود را به اتمام و آنچه را مقدر ساخته بانجام رساند . پیغمبر که درود خدا بر او باد دید : هر فرقه ای دینی گزیده . و هر گروه در روشنایی شعله ای خزیده . و هر دسته ای به بتی نماز برده . و همگان یاد خدایی را که می شناسند از خاطر سترده اند . پس خدای بزرگ تاریکی ها را به نور محمد روشن ساخت . و دل ها را از تیرگی کفر بپرداخت . و پرده هایی که بر دیده ها افتاده بود بیکسو انداخت . سپس از روی گزینش و مهربانی جوار خویش را بدو ارزانی داشت . و رنج این جهان که خوش نمی داشت ، از دل او برداشت . و او را در جهان فرشتگان مقرب گماشت . و چتر دولتش را در همسایگی خود افراشت . و طغرای مغفرت و رضوان را بنام او نگاشت . درود خدا و برکات او بر محمد (ص) پیمبر رحمت ، امین وحی و رسالت و گزیده از آفریدگان و امت باد . سپس به مجلسیان نگریست و چنین فرمود : شما بندگان خدا ! نگاهبانان حلال و حرام ، و حاملان دین و احکام ، و امانت داران حق و رسانندگان آن به خلقید . حقی را از خدا عهده دارید . و عهدی را که با او بسته اید پذرفتار . ما خاندان را در میان شما بخلافت گماشت . و تاویل کتاب الله را بعهده ما گذاشت . حجت های آن آشکار است ، و آنچه درباره ماست پدیدار. و برهان آن روشن . و از تاریکی گمان بکنار. و آوای آن در گوش مایه آرام و قرار . و پیرویش راهگشای روضه رحمت پروردگار . و شنونده آن در دو جهان رستگار . دلیل های روشن الهی را در پرتو آیت های آن توان دید . و تفسیر احکام واجب او را از مضمون آن باید شنید . حرامهای خدا را بیان دارنده است . و حلال های او را رخصت دهنده . و مستحبات را نماینده . و شریعت را راهگشاینده . و این همه را با رساترین تعبیر گوینده . و با روشن ترین بیان رساننده . سپس ایمان را واجب فرمود . و بدان زنگ شرک را از دلهاتان زدود . و با نماز خودپرستی را از شما دور نمود . روزه را نشان دهنده دوستی بی آمیغ ساخت . و زکات را مایه افزایش روزی بی دریغ . و حج را آزماینده درجت دین . و عدالت را نمودار مرتبه یقین . و پیروی ما را مایه وفاق . و امامت ما را مانع افتراق . و دوستی ما را عزت مسلمانی . و بازداشتن نفس را موجب نجات ، و قصاص را سبب بقا زندگانی . وفا به نذر را موجب آمرزش کرد . و تمام پرداختن پیمانه و وزن را مانع از کم فروشی و کاهش . فرمود می خوارگی نکنند تا تن و جان از پلیدی پاک سازند و زنان پارسا را تهمت نزنند ، تا خویش را سزاوار لعنت نسازند . دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند . و شرک را حرام فرمود تا باخلاص طریق یکتاپرستی جویند ((پس چنانکه باید ، ترس از خدا را پیشه گیرید و جز مسلمان نمیرید!- سوره آل عمران 101)) آنچه فرموده است بجا آرید و آنچه نهی کرده بازداردید که (( تنها دانایان از خدا می ترسند-سوره فاطر 28)) . مردم . چنانکه در آغاز سخن گفتم : من فاطمه ام و پدرم محمد (ص) است ((همانا پیمبری از میان شما بسوی شما آمد که رنج شما بر او دشوار بود ، بگرویدنتان امیدوار و بر مومنان مهربان و غمخوار-سوره توبه 129)). اگر او را بشناسید می بینید که او پدر من است ، نه پدر زنان شما . و برادر پسر عموی من است نه مردان شما . او رسالت خود را بگوش مردم رساند . و آنانرا از عذاب الهی ترساند . فرق و پشت مشرکان را بتازیانه توحید خست . و شوکت بت و بت پرستان را در هم شکست . تا جمع کافران از هم گسیخت . صبح ایمان دمید . و نقاب از چهره حقیقت فرو کشید . زبان پیشوای دین در مقال شد . و شیاطین سخنور لال . در آن هنگم شما مردم بر کنار مغاکی از آتش بودید خوار ، و در دیده همگان بیمقدار . لقمه هر خورنده . و شکار هر درنده . و لگد کوب هر رونده . نوشیدنیتان آب گندیده و ناگوار . خوردنیتان پوست جانور و مردار . پست و ناچیز و ترسان از هجوم همسایه و همجوار . تا آنکه خدا با فرستادن پیغمبر خود ، شما را از خاک مذلت برداشت . و سرتان را باوج رفعت افراشت . پس از آنهمه رنجها که دید و سختی که کشید . رزم آوران ماجراجو ، و سرکشان درنده خو . و جهودان دین بدنیا فروش ، و ترسایان حقیقت نانیوش ، از هر سو بر وی تاختند . و با او نرد مخالفت باختند . هر گاه آتش کینه افروختند ، آنرا خاموش ساخت. و گاهی که گمراهی سر برداشت ، یا مشرکی دهان به ژاژ انباشت ، برادرش علی را در کام آنان انداخت . علی(ع) باز نایستاد تا بر سر و مغز مخالفان نواخت . و کار آنان با دم شمشیر بساخت . او این رنج را برای خدا می کشید . و در آن خشنودی پروردگار و رضای پیغمبر را می دید . و مهتری اولیای حق را می خرید . اما در آن روزها ، شما در زندگانی راحت آسوده و در بستر امن و آسایش غنوده بودید . چون خدای تعالی همسایگی پیمبران را برای رسول خویش گزید ، دو روئی آشکار شد ، و کالای دین بی خریدار . و هر گمراهی دعویدار و هر گمنامی سالار . و هر یاوه گویی در کوی و برزن در پی گرمی بازار . شیطان از کمینگاه خود سر برآورد و شما را بخود دعوت کرد . و دید چه زود سخنش را شنیدید و سیک در پی او دویدید و در دام فریبش خزیدید . و بآواز او رقصیدید . هنوز دو روزی از مرگ پیغمبرتان نگذشته و سوز سینه ما خاموش نگشته ، آنچه نبایست ، کردید . و آنچه از آنتان نبود بردید . و بدعتی بزرگ پدید آوردید . به گمان خود خواستید فتنه بر نخیزد ، و خونی نریزد ، اما در آتش فتنه فتادید . و آنچه کشتید بباد دادید . که دوزخ جای کافرانست . و منزلگاه بدکاران . شما کجا ؟ و فتنه خواباندن کجا ؟ دروغ می گوئید ! و راهی جز راه حق می پویید ! و گرنه این کتاب خداست میان شما ! نشانه هایی بی کم و کاست هویدا . و امر و نهی آن روشن و آشکارا . آیا داوری جز قرآن می گیرید ؟ یا ستمکارانه گفته شیطان را می پذیرید ؟کسیکه جز اسلام دینی پذیرد ، روی رضای پروردگار نبیند . و در آن جهان با زیانکاران نشیند . چندان درنگ نکردید که این ستور سرکش رام و کار نخستین تمام گردد . نوائی دیگر ساز و سخنی جز آنچه در دل دارید آغاز کردید ! می پندارید ما میراثی نداریم . در تحمل این ستم نیز بردباریم . و بر سختی این جراحت پایداریم . مگر به روش جاهلیت می گرایید ؟ و راه گمراهی می پیمایید ؟ (( برای مردم با ایمان چه داوری بهتر از خدای جهان ))؟ ای مهاجران ! این حکم خداست که میراث مرا بربایند و حرمتم را نپایند ؟ پسر ابوقحافه ! خدا گفته تو از پدر ارث بری و میراث مرا از من ببُری.؟ این چه بدعتی است در دین می گذارید ! مگر از دارو روز رستاخیز خبر ندارید . اکنون تا دیدار آن جهان این ستور آماده و زین بر نهاده (خلافت و فدک ) ترا ارزانی ! وعده گاه ، روز رستاخیز ! خواهان محمد(ص) و داور خدای عزیز ! آن روز ستمکار رسوا و زیانکار و حق ستمدیده بر قرار خواهد شد ! بزودی خواهید دید که هر خبری را جایگاهی است و هر مظلومی را پناهی . پس به روضه پدر نگریست و گفت : رفتی و پس از تو فتنه بر پا شد کین های نهفته آشکارا شد این باغ خزان گرفت و بی برگشت و ین جمع بهم فتاد و تنها شد ای گروه مومنین ! ای یاوران دین ! ای پشتیبانان اسلام ! چرا حق مرا نمی گیرید ؟ چرا دیده بهم نهاده و ستمی را که بمن می رود می پذیرید ؟ مگر نه پدرم فرمود احترام فرزند حرمت پدر است ؟ چه زود رنگ پذیرفتید . و بی درنگ در غفلت خفتید . پیش خود می گوئید محمد(ص) مرد ، آری مرد و جان بخدا سپرد ! مصیبتی است بزرگ و اندوهی است سترگ . شکافی است که هر دم گشاید . و هرگز بهم نیاید . فقدان او زمین را لباس ظلمت پوشاند و گزیدگان خدا را به سوگ نشاند . شاخ امید بی بر و کوهها زیر و زبر شد . حرمت ها تباه و حریم ها بی پناه ماند . اما نچنانست که شما این تقدیر الهی را ندانید و از آن بی خبر مانید . قرآن در دسترس شماست شب و روز می خوانید . چرا و چگونه معنی آنرا نمی دانید . که پیمبران پیش از او نیز مردند و جان بخدا سپردند . محمد جز پیغمبری نبود . پیغمبرانی پیش از او آمدند و رفتند . اگر او کشته شود یا بمیرد شما بگذشته خود باز می گردید؟ کسیکه چنین کند خدا را زیانی نمی رساند . و خدا سپاسگذاران را پاداش خواهد داد . آوه ! پسران قیله پیش چشم شما میراث پدرم را ببرند ! و حرمتم را ننگرند ! و شما همچون بیهوشان فریاد مرا نانیوشان ؟ حالیکه سربازان دارید با ساز و برگ فراوان و اثاث و خانه های آبادان . امروز شما گزیدگان خدا ، پشتیبان دین ، و یاوران پیغمبر و مومنین ، و حامیان اهل بیت طاهرینید ! شمایید که با بت پرستان عرب در افتادید ! و برابر لشکرهایی گران ایستادید ! چند که از ما فرمانبردار ، و در راه حق پایدار بودید ، نام اسلام را بلند ، و مسلمانان را ارجمند ، و مشرکان را تار و مار ، و نظم را برقرار ، و آتش جنگ را خاموش ، و کافران را حلقه بندگی در گوش کردید . اکنون پس از آنهمه زبان آوری دم فرو بستید ، و پس از پیش روی واپس نشستید . آنهم برابر مردمی که پیمان خود را گسستند . و حکم خدا را کار نبستند . ((از اینان بیم مدارید ، تا هستید . از خدا بترسید اگر حق پرستید! )) اما جز این است که تن به آسانی خو کرده اید . و به سایه امن و خوشی رخت برده اید . از دین خسته اید و از جهاد در راه خدا نشسته و آنچه را شنیده کار نبسته بدانید که : گر جمله کاینات کافر گردند بر دامن کبریاش ننشیند گرد من آنچه شرط بلاغ است با شما گفتم . اما می دانم خوارید و در چنگال زبونی گرفتار . چکنم که دلم خونست ؟ و بازداشتن زبان شکایت از طاقت برون ! و نیز می گویم برای اتمام حجت برشما مردم دون ! بگیرید ! این لقمه گلوگیر به شما ارزانی ، و ننگ حق کشی و حقیقت پوشی بر شما جاودانی باد . اما شما را آسوده نگذارد تا با آتش افروخته خدا بیازارد ! آتشی که هر دم فروزد و دل و جان را بسوزد . آنچه می کنید خدا می بیند . و ستمکار بزودی داند که در کجا نشیند . من پایان کار را نگرانم و چون پدرم شما را از عذاب خدا می ترسانم . به انتظار به نشینید تا میوه درختی را که کشتید بچینید و کیفر کاری را که کردید به بینید+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۰ساعت 0:1  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك | شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و آغاز فاطميه اول بر تمامي مسلمانان جهان تسليت باد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۰ساعت 16:35  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
تبارک الله خلق الفاطمه بی شک اندیشیدن به دریای معنویتی چون فاطمه (س) نه در توان فکری این حقیر بوده و نه در این اوراق مجالی است برای پرورانیدن سخن درباره این بانوی بزرگ جهان اسلام. آنچه در این سخنواره به قلم تحریر درآمده ، نگاهی است نه در خور نام فاطمه(س) که این نام عظمتی است به بلندای عظمت تمامی خلقت ، بلکه گزارشی است آموزنده و عبرت آمیز از حادثه ای شگفت که قرن ها پیش از ما رخ داده است ، اما اگر قهرمانان این حادثه ها را از حادثه ها جدا کنیم ، خواهیم دید آن حادثه ها در طول تاریخ حتی در زمان ما نیز در گوشه ای از جهان رخ داده است و می دهد . اگر چه زمان و مکان رویدادهایی که درباره آن سخن می گوییم ، با ما فاصله بسیار دارد اما آثاری که از آنها بجای مانده نه تنها دیرینگی نگرفته ، بلکه تازگی خود را همچنان نگاه داشته است . از آن روز که داستان هابیل و قابیل ، سکانس پایانی خود را به اتمام رسانید ،عرابه زمان همواره شاهد دو قطب به نام خوبی و بدی بوده و هست . ابراهیم و نمرود ، موسی و فرعون ، عیسی و روحانیون یهود ، محمد(ص) و سران شرک و تجلی یافته تر از همه حسین (ع) و یزید هر کدام در دوره ای بازیگران نقش خوبی و بدی بوده اند ، شاید این تفسیری است بر آن حدیث گرانسنگ که می گوید کل یوم عاشورا و کل عرض کربلا. آری و این بار فاطمه (س) ، نه آن زن غمزده و محزون که پس از پیامبر تنها کارش گریه و ناله و نفرین بود و مامنش بیت الاحزان و ماموریتش لعن و نفرین غاصبان فدک و سودمندی اش تنها شفاعت آخرت ، بلکه آن زنی که فریاد رسای مظلومان جهان در تمام تاریخ است . الگویی که همه جا در تاریخ ملت های مسلمان و توده های محروم امت اسلامی منبع الهام آزادی و حق خواهی و عدالت طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است . نه آن زن نوحه خوان که تنها از زندگیش قصه در و دیوار را می دانیم ، بلکه آن زنی که مظهر یک دختر در برابر پدرش ، مظهر یک همسر در برابر شوهرش ، مظهر یک مادر در برابر فرزندانش و مظهر یک زن مبارز و مسئول در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش است. فاطمه (س) زنی است که حتی از مردنش و نحوه به خاک سپاریش نیز سلاحی می سازد علیه ظلم و غصب و بیدادگری در تمام تاریخ ! و ما از او چه می گوییم ؟ برخلاف آنچه نظریه عرف نیز هست ، آنچه در آن روزها گفتند و کردند جنبه شخصی ندارد ، نه آن روز و نه این زمان تنها سخن بر سر آن نبوده و نیست که : شخصیتی که در سال سی و پنجم هجری زمامدار مسلمین شد(امام علی(ع)) باید سال یازدهم به خلافت رسیده باشد ، یا فلان مزرعه را چرا گرفتند ؟ و چه مبلغ درآمد داشته یا اگر درآمد آن را از صاحب آن بازداشته اند ، غرامت آن چیست ؟ یا او از چه راه می تواند نان خورش فرزندان خود را آماده کند؟ دقت در اسناد دست اول و سخنان علی(ع) و فاطمه(س) و فرزندانش (ع) و مطالعه روشی که در زندگانی پیش گرفتند ، روشن می سازد که این خاندان بدانچه نمی اندیشیدند مهتری یا مالداری بوده است . گفتگو و کشمکش از اینجا پدید شد ، که اگر پس از پیامبر (ص) نظامی عادلانه و اصلی تثبیت شده به سود دسته ای خاص تغییر یافت ، چه کس تضمین می کند که فردا و پس فردا اصل های دیگری دگرگون نشود ؟ و بدنبال آن مشکلی از پس مشکلی پید نگردد . تا آنجا که نظام اصلی یکباره در هم بریزد و مقررات آن اصالت خویش را از دست بدهد . و چه عجیب که هنوز بیش از ربع قرن بر فریاد اعتراض فاطمه(س) نمی رفت که نسل آن روز این حقیقت را دریافت و عاقبت نامیمون بدعت در سنت الهی را بچشم خود دید ، اما دیگر کار از کار گذشته بود . و بیش از نیم قرن نگذشت که به یک باره هم نظام سیاسی و هم قوانین مدنی و حقوقی که با چنان تلاش و کوشش و مجاهدت و قربانی دادن فراوان پی ریزی شده بود بهم خورد و روش حکومت الهی به سیرت دوره جاهلی بازگردید. داستان مظلومیت فاطمه (س) داستانی است که سالها و ماهها از آن می گذرد ، واقعه ای کهنه اما جانگداز . به باور من اگر اشکی برای این واقعه تلخ ریخته می شود ، نبایدصرفا برای خود این حادثه باشد ، بلکه باید بنزینی باشد برای گرم نگه داشتن موتور ظلم ستیزی انسان و گرمابخش محفل عبرت آموزی از نحوه موضع گیری ها و سیره عملی اجتماعی سیاسی این بزرگواران شود ، که اشک ریختن برای فاطمه (س) آن موقع است که حرکت می آفریند ، جنبش می افریند و خط و مشی تعیین می کند . در غیر اینصورت اشک برای حادثه ای صرفا تاریخی چه سودمندی می تواند داشته باشد، بجز اکسیری عجبیب که گناه را به ثواب تبدیل می کند !!! وجود پیوستگی و هدفمندی در افعال و جهت گیری های اهل البیت (ع) پس از پیامبر امری است غیر قابل انکار . ایشان در هر موقعیتی که بودند ، تاریخی ترین تصمیم ها را اتخاذ کرده و زیباترین اوراق تاریخ را به نام خود ثبت نمودند، حرکتی که با فریاد علیه بدعت و ظلم توسط حضرت زهرا(س) آغاز شده بود، با طعم عدالت حکومت علی(ع) شکوفا شد و ادعای حق طلبی ایشان اثبات گردید ، سپس با تدبیر مدبرانه امام حسن (ع) حرکت از گزند مصون و هدف پایدار ماند و با آن حرکت انقلابی، امام حسین(ع) ضربه نهایی را بر بدعت ناشی از خباثت وارد آورد و مسیر انحرافی ای که پس از پیامبر به وجود آمده بود نابود ساخت . حرکتی که پس از آن پیام آورش زینب (س) بود و مبینینش ائمه اطهار(ع) و بی شک خانه آخرش که همان برپایی عدالت جهانی است توسط منجی آخرالزمان پیموده می شود و وارث خون حسین (ع) ، وارث اهداف زهرا(س) نیز می گردد و برپا کننده حکومت ناب الهی در زمین خواهد گشت . ان شالله ....
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ساعت 21:0  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
خصوصیات افراد موفق از دیدگاه کارشناسان: 1- بازیگرند و نه داور: به این معنا که انسانهای نا موفق دنبال کارهای دیگران میروند. اما انسانهای موفق سرشان در کار خودشان است و دائما روی کارهای خود تمرکز می کنند. 2- کسب لذت یا اجتناب از رنج: انسان های موفق از کار خود لذت برده و با شور و شوق ونه با اکراه ویا برای اسقاط تکلیف کار میکنند. 3- با عشق کارهایشان را انجام میدهند. 4- نتیجه هدیه ای است که بابت انجام وظیفه میگیرند. 5- مهم ترین مانع انسانهای نا موفق خودشان هستند. 6- انسان های موفق پیوسته در اغازند:رسیدن بر قله موفقیت برای موفق ها، شروع حرکت در کوهپایه قله موفقیت بعدی است. 7- برای انسان های موفق قطار تلاش و پیروزی ها فقط با مرگ متوقف خواهد شد. 8- انسان های موفق تا اخرین لحظه مبارزه میکنند. 9- باید ادای ادم های موفق را در اوریم. ابتدا دسخت است ولی باید رفت. در بن بست هم راه هست. 10- حرفها و منفی بافی های دیگران نباید در ما تاثیر بگذارد. 11- وظیفه ما انجام عملکرد صحیح است. 12- خود ما به خودمان انرژی مثبت بدهیم و توجهی به حرف دیگران نکنیم. 13- موارد فوق توسط یک دکتر متخصص چهار شنبه ها شبکه اموزش برنامه فرصت برابر ازساعت 9 به بعد پخش میشود.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰ساعت 0:7  توسط مهدي يعقوب وند
|
گزارش برنامه های هفتگی
این مراسم که از مراسمات هفتگی هیئت بود ، در تاریخ جمعه 19/01/1390 مصادف با شام تولد حضرت زینب(س) راس ساعت 9 شب در منزل جناب آقای احسان دلصاف برگزار گردید .
پس از قرائت زیبای جناب آقای هاشمی که از طلبه های جوان شهرمان نیز هستند ، نوبت به سخنرانی حضرت حجت الاسلام و والمسلمین زارع و سخنرانی ایشان رسید . ایشان در ابتدای سخنان خود تولد حضرت زینب (س) یاور خامس آل عبا را به همگی تبریک گفتند و اشاره ای به تاریخ تولد ایشان و ارتباط عددی آن با رسالت خطیر آن حضرت نیز نمودند ، ایشان فرمودند که : "پنجمین روز از پنجمین ماه در پنجمین سال هجرت حضرت رسول(ص) ، تاریخ ولادت حامی خامس آل عباست. " ایشان فرمودند ما برای امام معصوم سه ویژگی عصمت خدایی ، علم خدایی و نصب خدایی را قائل هستیم . و اکنون در این وقت کوتاه قصد داریم برخی از این ویژگی ها را در حضرت زینب (س) بررسی کنیم . ایشان فرمودند : " در روایتی از امام سجاد(ع) خطاب به حضرت زینب(س) آمده که : شما به شکر خدا عالمی هستید که معلم نداشته اید (یعنی صاحب علم خدایی هستید) " * حلقه وصل بین معصومین باید معصوم باشند حجت الاسلام و المسلمین زارع در ادامه فرمودند که : "در باب عصمت الهی حضرت زینب (س) دلیل عقلی وجود دارد. ما برای زینب کبری(س) دلیل عقلی بر عصمت داریم ، همانطور که دلیل عقلی بر عصمت حضرت زهرا (س) داریم " حاج آقای زارع اشاره ای به تاریخ نمودند و فرمودند که : "دو مقطع تاریخی داریم که امام معصوم که در آن برهه از زمان محو است ، به این معنا که امکان اجرای تکالیف یک امام در زمان عادی را ندارد . یک مقطع بعد از رحلت پیامبر اسلام(ص) در سقیفه ، علی (ع) امکان حضور یک امام را نمی تواند ارائه دهد ، زیرا که متهم می شود به ریاست طلبی ، در این زمان یکی مثل فاطمه (س) باید بیاید ، وصل کند ، عصمت محمد(ص) را به عصمت حضرت علی(ع) ، و نقش یک ارشاد کننده به امامت را اجرا کند و قطعا این حلقه وصل باید معصوم باشد ، مقطع دوم بعد از شهادت سیدالشهدا(ع) ، حجت خدا امام سجاد(ع) نمی تواند به وظیفه خودش عمل بکند ، زیرا که خطر قطع نسل امامت وجود دارد . در این زمان نایب این حجت که توانایی انجام تمام وظایف ایشان را دارد . کارها را انجام می دهد و اینجا زینب (س) که امامت حسین(ع) را به امامت سجاد(ع) وصل می کند باید به عنوان وصل کننده دو معصوم ، معصوم باشد " ایشان در پایان سخنان خود در باب درجات معنوی حضرت زینب فرمودند که :" چه درجه ای از این بالاتر که معصوم به شخصی بگوید که از شما التماس دعا دارم و مرا در نماز شب فراموش نکنید ، که این درخواست را امام حسین(ع) از حضرت زینب(س) نمودند"
توجه : جهت دریافت عکس های این مراسم روی لینک زیر کلیک کنید .
با تشکر واحد گزارش هیئت فرهنگی و مذهبی قرآن و عترت(ع)- امیر مریدی و مسعود کایدخورده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 13:55  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
گزارش برنامه های هفتگی
این مراسم که به مناسبت چهلمین روز درگذشت مرحوم علی آقا مرادی در منزل فرزند آن مرحوم برگزار شده بود ، راس ساعت 9 با قرائتی چند از آیات کتاب الله ، آغاز و در ادامه با مداحی حاج آقا سگوند ادامه یافت . در این مراسم زیارت پر فیض عاشورا به صورت دسته جمعی برگزار گردید .
با حضور حجت الاسلام و والمسلمین نجفوند و سخنرانی ایشان مراسم به کار خود ادامه یافت ، ایشان در ابتدای سخنان خود با اشاره به حضور جوانان در این مراسم ، از این موقعیت استفاده نمود و به بررسی برنامه ریزی کشورها غربی برای القای اعتقادات خود به جوانان ما پرداخت . ایشان گام اول ورود اعتقادات انحرافی آنها را ، القای نماد ها و اشکال ظاهری گروه های ضاله ای مثل شیطان پرستی به جوانان ما دانستند و فرمودند : " آنها برای مدل موهای جوانان ما برنامه ریزی کرده اند که با القا کردن نمادهای شیطان پرستی در مدل مو و در ادامه در تمامی زندگی های ما ، اعتقادات انحرافی خود را در فرهنگ ما جایگذاری کنند، آنها امروز با نماد شروع می کنند و در ادامه پس از جای انداختن نمادها ، شروع به انتقال عقاید در بین خانواده ها می کنند " ایشان در ادامه فرمودند : نظر یک ایرانی غرب زده در دانشگاه های غربی این است که اگر می خواهید ایران شکست بخورد ، این کار با زور و دیکتاتوری امکان پذیر نیست ، راه آن القای نماد کردن و پس از آن القای اعتقاد نمودن است " در ادامه حاج آقای نجفوند فرمودند : "آنچه ما حتی در شهر خودمان می بینیم ، پر و بال دادن به فرهنگ ایران باستان در مقابل فرهنگ ایران اسلامی است . آنها با بزرگ نمایی ایران باستان در مقابل قرار دادن این دو فرهنگ و در ادامه تضعیف فرهنگ اسلامی دارند . در آخر اشاره ای نمودند به اهمیت این مراسمات و از ما خواستند که این جلسات ، جلسات اتاق فکر ما باشد . برای دریافت عکس های این برنامه روی لینک زیر کلیک کنید . با تشکر واحد گزارش هیئت فرهنگی و مذهبی قرآن و عترت(ع) امیر مریدی مسعود کایدخورده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 12:35  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
حسن(ع) ،بزرگترین تجسم خواستن ونتوانستن به برکت قیام ساکت حسن(ع)،و قیام فریاد گونه حسین(ع) ، نقطه های پوشیده،عریان شدند و فکرهای نهان ، عیان گشتند. این بغض اسلام بود که در حسن(ع) نهفت و نهفت و در حسین(ع) به فریاد شکست و شالوده امامت بود که در خون جگر حسن(ع) نطفه بست،و در خون پیکر حسین(ع) به بلوغ رسید. حسن کوه اتشفشانی بود که در زمان حسین(ع) منفجر شد. وجود مقدس حسن(ع) پر بود از سنگ های گداخته و کوره های اتش که ارزوی ذوب شدن داشت. حسن(ع) بزرگترین تجسم خواستن و نتوانستن بود. سربازی که در جنگها یکه تازیش حیرتها می افرید، وخلفی که در مکتب رشادت تا شهادت پدر،از ارث و اموزش بهره برده بود،انجا که رسالت را در میدان امامت، تنهادرصلح ممکن دید ،چگونه بزرگوارانه و پر شکیب ان را پذیرفت که تحمل کرد. این اسلوب برخاسته از تدبیر حسن است ،این که انسان در هر موقعیتی تشخیص دهد که وظیفه اش چیست و با این همه ظرافت و زیبایی از عهده وظیفه اش بر اید از کسی جز حسن بر نمیاید. به نظر نگارنده حقیر حسن(ع) را باید اسوه ظرافت،زیرکی ،موقعیت شناسی و شجاعت وتدبیروخواستن و نکردن لقب داد.این زیبایی روش حسن(ع) بود نه کیفیتی دیگر،که سکوت و صلح را تنها برلبه شمشیرش نشاند،وراههای دیگر اسلام را در حصار پناه مصون داشت. زبان برنده وخطبه های کوبنده و کلام توفندهاش سکوت شمشیر را به کمال جبران کرد،ومستعد ترین زمینه ها را بر ای قیام خونین برذادر فراهم ساختند تا بدانجا که معاویه از سخن گفتنش می هراسید و رندان مزدور را بر ان می داشت تا ذرشته کلام را از این صاحب برحقش، به سرقت برده وحتی الامکان به وی اجازه صحبت کردن ندادند و ایشان بدون گرد و خاک اسلام را حفظ کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۰ساعت 9:26  توسط مهدي يعقوب وند
|
به نام کسی که این همه زیبایی را خلق کرد ... جهاد برخاسته و منبعث از عشق و دوستی است.هر کسی سزاوار جهاد نیست. جهاد زمینه سازی می خواهد . جهاد یعنی خواستن و نکردن ، جهاد ریشه اش جهد است به همین جهت به کسی که تلاش علمی اش وافر است مجتهد گویند. جهاد یعنی دیدن و ندیدن. جهاد یعنی زدن و نزدن. جهاد یعنی رفتن و نرفتن، جهاد یعنی خواندن و نخواندن،جهاد یعنی برخاستن و برنخاستن، جهاد یعنی گفتن و نگفتن، جهاد یعنی کظم غیظ و عفت و زدن پس گردن شیطان و مبارزه مسلحانه با نفس خبیث اماره، جهاد یعنی خوابیدن و نخوابیدن، جهاد یعنی اعتناکردن و نکردن ، برایند،خروجی ،مولود و محصول این همه جهاد کلکسیونی است از فضایل و حذف رذایل،کلکسیونی است از موفقیت ها، کلکسیونی است از پشتکار ژاپنی ها ، کلکسیونی است از انضباط انگلیسی ها و سوئیسی ها و المانیها، کلکسیونی است ازفقه شیخ انصاریها و کلکسیونی است از مراقبات میرزا جواد اقا و خمینی ها ، برایند این جهاد توسعه یافتگی در تمام ابعاد است،علی ایالحال جهاد خروجی عشق به خدا و شیفتگی و محبت و اطاعت از اوست، از کانال مهدی و ابا واجداد او، این رویکرد میگوید جهاد کنید کارهایتان برای خدا باشد. علی کل حال از کانال فیض یک دسته گل(من اطاعکم فقد اطاع الله) بدون عشق به اینها ما کماکان به خزیدن و چریدن و تپیدن و لیسیدن و گریستن و خندیدن و جنگیدن و نیش زدن و ...خود ادامه خواهیم داد و کماکان مغلولیم. ومجاهد نیستیم و نخواهیم شد و اگر سقوط نکنیم حداقل به قهقرا خواهیم رفت...واین است که امیر جهاد در نهج البلاغه میفرماید : جهاد در راه خدا ، دری از درهای بهشت است، که خدا ان را به روی دوستان مخصوص خود گشوده است. جهاد ، لباس تقوا و زره محکم و سپر مطمئن خداوند است، کسیکه جهاد را ناخوشایند دانسته و ترک کند، خدا لباس ذلت و خواری بر او می پوشاند، و دچار بلا و مصیبت میشود و کوچک و ذلیل می گردد. دل او در پرده گمراهی مانده و حق از او روی میگرداند،به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است..... ادامه دارد... با تشکر مهدی یعقوبوند
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 21:11  توسط مهدي يعقوب وند
|
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۰ساعت 17:20  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
اسم ها و رسم ها به مناسبت سالروز تولد سرپرست آزادترین اسیران تاریخ ، حضرت زینب کبری (س) و اینک او مانده و رسالت خطیرش . بانویی که ادامه دهنده راه پرچمداران عدالت ، آزادی ، توحید و رهایی گشته و فریاد رسایی است بر بت های متحرک زمان و فرعونان تکیه زده بر جلوس پیامبر که ظاهری اسلامی و باطنی متعفن دارند .آری اوست ادامه دهنده رسالت نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و وارث شریعت محمد(ص) پس از فاطمه(س) و علی(ع) و حسن(ع) و حسین(ع) . چه زیبا گفت آن شاعر با بصیرت که ، کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود ! آری .... زینب فقط یک اسم نیست ، یک رسم است ! او کسی است که در سخت ترین مصیبت ها در حالی که چشمی اشک آلود و دلی سوخته داشت، رسالتی را به پایان رساند که به گواه تاریخ ، قطعه ای است از سناریوی هبوط معنا به کالبد زخم آلود حوادث واقعه . چه کسی می داند ؟ و چه کسی می تواند در هنگام مصیبتی این چنین استوار بماند جز زینب وارث سختی ها ! به راستی اوست وارث رنج و سختی رسالت 23 ساله پیامبر اسلام . اوست نگهدارنده مسلک ستم ستیز فاطمه الزهرا(س) ، آری اوست خزینه اسرار پدر و سختی سکوت 25 ساله اش و آه که اوست دیدبان جفای مردم رذل دنیا پرست بر دو نور دیدگان پیامبر ، حسن و حسین(ع) . همسنگر و سرباز دیروز دین مبین در جبهه خدا، امروز سردار گروهی است به ظاهر شکست خورده اما در واقع پرچمدار رسالتی است که اگر به گوش جهانیان نرسد ، تریبون های مسموم دستگاه وابسته به خلافت جور آن را به نفع خود مسادره کرده و همواره از آن بهره می برند . بی شک مبارزه با بدعت پس از رحلت پیامبر رحمت مسیری بود که با ظلم ستیزی توسط حضرت زهرا(س) شروع گردید و یک به یک پرچم به دست سردارانش رسید و سرانجام پس از زیباترین جلوه های دلدادگی در کربلا نوبت به طلایه داری زینب دخت بر حق فاطمه رسید . و اما ما ! از او چه می دانیم ؟! نامش را ، سختی هایش را ، گریه هایش را ، ناله هایش را ، زخم هایش را و ..... نه ، به راستی که ما هیچ نمی دانیم ! نمی دانیم ، چون نمی شناسیم و چون نمی شناسیم ، الگو نمی گیریم و چون الگو نمی گیریم ، عمر به باد فنا می دهیم ! با کوچکترین سختی ها ، نا امید می شویم و در اولین شکست از میدان برون می شویم و نمی دانیم که شکست گام اول پیروزی است ؛ چون از زینب(س) این درس را نیاموخته ایم! همواره بر دل خون زینب می گرییم ! اما نمی دانیم که گریه دار تر از آن، غربت مسلک زینب دربین ماست ! به راستی که زینب را در تل زینبیه خلاصه نمودیم ! و چه جفایی از آن بزرگتر که به جمله "ما رایت الا جمیلا"ی او ظلم کردیم !
+ نوشته شده در شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۰ساعت 17:10  توسط هيئت قرآن و عترت علیهم السلام انديمشك
|
|